الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

452

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

آن حضرت خواستند تا دربارهء وى با عثمان سخن بگويد . آن حضرت به سوى وى رفت و به او فرمود : « از خداوند پروا كن ، زيرا تو مرد صالحى از مسلمين را تبعيد كردى و در تبعيد تو از بين رفت و اينك مىخواهى همانند او را تبعيد نمايى » . عثمان برخاست و بر امام فرياد كشيد : تو به تبعيد از او شايسته‌تر هستى ! حضرت فرمود : « اگر مىخواهى چنين كن » . مهاجرين جمع شدند و از او گله كرده وى را سرزنش نمودند و او سخن آنان را پذيرفت و عمار را بخشيد « 1 » . ( 1 ) عثمان ، جايگاه عمار نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سابقه وى در اسلام را رعايت نكرد و بر وى تعدى نمود و در آزار و سركوب وى بسيار كوشيد ، زيرا او را به عدالت دستور داده و به سوى حق فرا خوانده بود . ( 2 ) 2 - ابو ذر « ابو ذر » يار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و خليل آن حضرت بود . وى پيشتازترين فرد از اصحاب آن حضرت بود كه در اسلام سابق بودند . زاهدترين مردم در دنيا و كم‌توجه‌ترين آنها به منافع آن بود . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله او را امين مىدانست در موقعى كه هيچ‌يك از يارانش را امين نمىشمرد « 2 » و به او راز مىگفت وقتى كه به هيچ كس راز نمىگفت و او يكى از سه نفرى بود كه خداوند آنها را دوست مىداشت و به پيامبرش دستور داده بود تا آنها را دوست بدارد و از جمله سه نفرى

--> ( 1 ) الانساب 5 / 54 - 55 . يعقوبى ، تاريخ 2 / 173 . ( 2 ) كنز العمال 13 / 311 ح 36886 . مجمع الزوائد 9 / 330 .