الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

432

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

عثمان به خشم آمد و بر امام فرياد كشيد : حق ندارى با وى چنين كنى ! ! ( 1 ) امام با منطق شرع به وى پاسخ داد و فرمود : « بلى و از اين هم بدتر اگر فاسق باشد و مانع شود كه حق خدا از او گرفته شود « 1 » » . اين حادثه بر اين دلالت دارد كه عثمان تا چه حد نسبت به حدود خدا سستى مىكرد و اهميتى به اقامهء آنها نمىداد . ( 2 ) « استاد علائلى » در مورد اين واقعه چنين اظهار نظر مىنمايد : « اين داستان چيز جديدى غير از بخشش كه به محل عاطفه بر مىگردد ، در برابر ما قرار مىدهد و آن تصويرى از چشم‌پوشى نظام در مورد قانون و چشم‌پوشى در مورد يك واقعهء دينى است به طورى كه بر خليفه واجب بود نخستين كسى باشد كه بخاطر آن به خشم آيد و در غير اين صورت ، جايگاهش مورد تهديد واقع مىشود و براى مردم ، زمينهء بگومگو و ايرادگيرى باز مىكند ، خصوصا حكومتش در پى حكومت عمر آمده بود كه آن حكومت به سختگيرى در مورد حدود دينى معروف شده بود و حتى اگر مربوط به نزديكترين خويشان باشد . ( 3 ) بنابراين ، چنين مبالغه‌اى در چشم‌پوشى و عفو و گذشت ، نه تنها به جايگاه عاطفه ، بلكه به حزبگرايى برمىگردد تا يك جا به يارى هم بيايند . . . » « 2 » . ( 4 ) به هر حال ، وليد اثرى ناخوشايند در كوفه باقى گذاشت ، زيرا از بىبندوباريهايش تأثير پذيرفت و شيوهء وى نقطهء تحولى در اين شهر بود كه جمعى از صحابه و تابعين در آن بودند و شهر را به صورت شهر بىبندوباران و عياشان درآورد ، چون وليد مردم را به سوى عيش و نوش و لهو و لعب سوق داد و در

--> ( 1 ) مروج الذهب 335 / 336 . ( 2 ) امام حسين عليه السّلام ، ص 33 .