الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
423
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) آن مسائل پيش پا افتاده كدامند كه وى در مورد آنها با او سخن گفته بود . وى جز در مورد تقواى الهى و عدالت در بين مردم و برتر شمردن منافع مسلمين و پيروى از سيرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سخنى نگفته بود ، ولى اين امر بر عثمان گران آمد و نصيحت وى را از مسائل پيش پا افتاده دانست . عامر با استهزا روى به او كرد و گفت : آيا من نمىدانم كه خداوند در كجاست ؟ عثمان گفت : آرى . عامر گفت : من مىدانم كه خداوند در كمين است . ( 2 ) عثمان ، خشمگين شد و مشاوران و عاملان خود را احضار نمود و اعتراض مخالفان را بر آنها عرضه داشت و سخن عامر را به اطلاعشان رسانيد و از آنان در اين مورد اظهار نظر خواست ، پس دايىزادهاش ، عبد اللّه بن عامر به او پيشنهاد نمود و گفت : اى امير المؤمنين ! نظر من اين است كه آنان را به جهاد دستور دهى تا آنها را مشغول كرده باشى و آنان را با جنگها گرفتار كن تا براى تو خوار شوند و هر كدام تنها به فكر خود باشند و آنچه در آن گرفتارند از زخمهاى مركبش و شپشهاى پوستينش . . . » . ( 3 ) ديگران نظر ديگرى دادند اما عثمان نظر عبد اللّه را پذيرفت كه بايد با مخالفان به سختى و شدت ، مقابله شود و عاملان خود را بازگرداند و آنها را دستور داد تا بر مخالفان سختگيرى نمايند . و نيز آنها را دستور داد تا مردم را به لشكركشيها گرفتار سازند و تصميم گرفت كه از بخشش به آنان مانع شود تا فقر و بينوايى در ميان آنان شايع شود و ناچار به اطاعت وى گردند « 1 » .
--> ( 1 ) طبرى ، تاريخ 4 / 333 - 334 . ابن خلدون ، تاريخ 4 / 1036 .