الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
418
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
زيرا چشم وى در روز يرموك از بين رفته بود . ( 1 ) هاشم ، صبح روز بعد ، افطار نمود ، زيرا پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « با ديدن آن ( هلال ) روزه بگيريد و با ديدنش افطار نماييد » و مردم هم با توجه به افطار هاشم ، افطار نمودند و خبر به سعيد رسيد و او هاشم را احضار نمود و به سختى مضروب ساخت و خانهاش را به آتش كشيد كه اين امر موجب ناراحتى مردم گرديد و بر او اعتراض نمودند ، زيرا وى به ناحق به يكى از پرچمداران جهاد در اسلام ، تعدّى نموده بود « 1 » . ( 2 ) سعيد ، در بالاترين حد از ستمكارى و غرور بود ، زيرا از وى نقل شده كه گفته بود : « اين منطقه ( يعنى منطقهء كوفه ) باغى براى قريش است » و اين گفته موجى از خشم و ناخرسندى را موجب شد و پيشواى آزادگان يعنى مالك اشتر به وى پاسخ داد و گفت : « آيا جايگاه نيزههايمان و آنچه را خداوند به ما روزى فرموده است ، باغى براى خود و براى قومت قرار مىدهى ؟ به خدا قسم ! اگر كسى آن را آرزو نمايد ، چنان كوبيده مىشود كه خوار و ذليل گردد » . ( 3 ) حكومت منحرف كه به زور شمشير بر امت تحميل شده بود ، خيرات جامعه را اين گونه ، باغى براى قريش قرار مىدهد كه با اسلام مبارزه كرده و در برابر آن جنگيده بود . ( 4 ) قاريان و فقهاى منطقه با رهبر خود ، مالك همصدا شده ، او را تأييد نموده ، از غرور و ستمكارى حاكم ، انتقاد نمودند . رئيس پليس سعيد به خشم آمد و به شدّت بر آنها پرخاش نمود . آنها به سوى وى شتافته و او را سخت كتك زدند به طورى كه بيهوش گرديد . سپس از مجلس وى برخاسته زبان به انتقاد او گشودند
--> ( 1 ) حياة الامام الحسن عليه السّلام 1 / 263 .