الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

410

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

حكومت وى اعلام نمودند و به نفع وى شعار دادند و او را با شعار و فرياد ، به مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آوردند تا سياست دولت خود و موضعگيرى آن را در مورد مسائل داخلى و خارجى اعلام نمايد . وى از منبر بالا رفت و در جايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىنشست ، قرار گرفت ، جايى كه ابو بكر و عمر در آن نمىنشستند بلكه ابو بكر يك پله پايين‌تر مىنشست و عمر هم پله‌اى پايين‌تر از وى . مردم در اين مورد سخن گفتند و بعضى از آنان گفت : « امروز شرّ متولد شده است » « 1 » . ( 1 ) مردم با دلها و حواسشان سراپا گوش بودند تا سخنرانى سياسى عثمان را بشنوند ، ولى وى هنگامى كه آن جمع انبوه را مشاهده كرد ، مضطرب گشت و نمىدانست چه بگويد و به خود فشار آورد تا اين كلمات آشفته را بر زبان آورد كه هيچ‌گونه روشنگرى در خصوص سياست وى نداشته‌اند ، پس گفت : « اما بعد ، همانا نخستين مركب دشوار است و ما سخنران نبوده‌ايم و خداوند خواهد دانست و شخصى كه ميان وى و آدم تنها يك پدر مرده باشد ، به درستى كه پند داده شده است . . . « 2 » » . ( 2 ) سپس با دلى مضطرب و چهره‌اى زرد رنگ از منبر پايين آمد . مردم به يكديگر نگاه مىكردند و استهزا و مسخره مىنمودند . . . و ما لازم است كه نشانه‌هاى شخصيت او را بررسى نماييم و بر جهت‌گيريهاى سياسيش وقوف يابيم . و نيز لازم است كه به حوادث همزمان با حكومت وى كه تأثيرى مستقيم بر بسيارى از فتنه‌ها و مصيبتهايى كه جهان اسلام بدانها دچار گشت ، نظرى بيفكنيم

--> ( 1 ) ابن كثير ، 7 / 148 . يعقوبى ، تاريخ 2 / 140 . ( 2 ) الموفقيات ، ص 202 .