الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
393
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
محنت و غربتش يارى داده بودند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مورد آنان سفارش به خير كرده بود . ( 1 ) همچنين ، وى در شورا سهمى براى عمار ، ابو ذر و امثال آنان از بزرگان اسلام ، در نظر نگرفته بود و گمان غالب اين است كه آنها را بخاطر تمايل و دوستيشان نسبت به امام عليه السّلام دور كرده بود ، زيرا آنها كسى جز او را انتخاب نمىكردند و به كسى جز او رضايت نمىدادند و به همين جهت آنان را دور ساخت و اعضاى شورا را تنها از دشمنان امام انتخاب نمود . ( 2 ) رابعا : از عجايب مربوط به اين شورا اين است كه عمر در حق اعضاى آن گواهى داد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت ، در حالى كه از آنها راضى بوده يا اينكه براى آنها به بهشت ، شهادت داده است ، در حالى كه وى به افراد پليس دستور داده بود كه اگر آنها در انتخاب فردى از ميان خود تأخير نمودند ، گردن آنها را بزند ، بنا به آنچه بيان نموديم و انتقاد كنندگان اين شورا مىگويند كه تأخير در انتخاب ، خارج شدن از دين و يا ترك كردن اسلام نبوده كه خون آنان را مباح سازد ! ! و اين حكم با مقررات اسلامى در مورد حرمت خون انسانها و لزوم خويشتندارى در مورد آن ، جز در مواضع مخصوصى كه فقها بيان كردهاند ، منافات دارد و اين امر از جملهء آن موارد نبوده است . ( 3 ) در اينجا چيز ديگرى باقى مانده كه غرابت آن از آن تناقض كمتر نيست و آن اينكه عمر ، شورا را منحصر در شش نفر نمود به اين دليل كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالى كه از آنان راضى بود ، درگذشت ! ولى اين حجت ، به عنوان دليل براى تعيين شايسته نيست ، زيرا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله درگذشت در حالى كه از بسيارى از صحابهء خويش راضى بود و مقدم داشتن اين شش نفر بر آنان از باب ترجيح بلا مرجّح است كه بنا به گفتهء علماى اصول ، امرى قبيح دانسته شده است .