الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
385
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
به حق رفتار مىكند و آنها را به راه راست مىبرد ، پس چرا او را از اعضاى شورا قرار مىدهد و مشخصا او را تعيين نمىنمايد ؟ و آيا اين توجه و عنايت به حال امّت است كه اين فرصت را از آن بگيرد و امور آن را به دست كسى نسپارد تا با سيرهاى كه پايهء آن بر عدل خالص و حق محض است ، آن را اداره نمايد ؟ ! ( 1 ) پس روى به « عثمان » بزرگ خاندان اموى ؛ خاندانى كه با اسلام مبارزه كرده بود ، كرد و به او گفت : « هان ! ( حكومت ) به سوى تو مىآيد ! ! گويى تو را مىبينم كه قريش اين امر را بخاطر دوستيش نسبت به تو ، به عهدهات گذاشته و تو بنى اميه و بنى ابى معيط را بر گردن مردم سوار كرده و آنان را در دادن بخششها برترى داده باشى ، پس گروهى از گرگان عرب به سوى تو روان مىشوند و تو را بر بسترت سر مىبرند . به خدا قسم ! اگر چنان كنند تو چنين مىكنى و اگر چنين كردى آنان نيز چنان خواهند كرد ، سپس دست بر پيشانى برد و گفت : پس اگر چنين پيش آمد ، گفتهام را به يادآور . . . « 1 » » . ( 2 ) اگر اندكى در گفتار وى به عثمان تأمل كنيم كه مىگويد : « گويى تو را مىبينم كه قريش اين امر را بخاطر دوستيش نسبت به تو بر عهدهات گذاشته است » ، مىبينيم كه وى خلافت را بر عهدهء عثمان گذاشته است ؛ زيرا نظام شورايى كه وى آن را قرار داده بود ، حتما به پيروزى وى در رسيدن به قدرت منجر مىشد ؛ چون او را يكى از اعضاى شورا قرار داده و بيشتر آنان كسانى بودند كه رابطهء محكم با خاندان عثمان داشتند و آنان از انتخاب وى خوددارى نمىنمودند و ديگرى را بر او مقدم نمىداشتند و در حقيقت اين خود اوست كه وى را به خلافت رسانده و امور مسلمين را به دو سپرده بود . و نيز با اطلاع از
--> ( 1 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه 1 / 185 - 186 ( چاپ اوّل ) .