الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

376

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) شورا ما ، در برابر فاجعه‌اى سهمگين و وحشتناك قرار داريم كه مسلمين در آن امتحان مشكلى داشتند و براى آنان فتنه‌ها و مشكلاتى را براى هميشه بر جاى گذاشت و مصيبتها و گرفتاريهاى عظيمى را نصيبشان ساخت و آنان را در شرّى عظيم وارد ساخت و آن همان داستان شورا مىباشد كه توطئه‌اى آشكار در كنار گذاشتن حضرت امام امير المؤمنين عليه السّلام از صحنهء حكومت و سپردن كار خلافت به بنى اميه بوده تا عواطف قريشى آنان را كه سرشار از كينه و دشمنى نسبت به امام بود ، ارضا نمايد . ( 2 ) و خداوند مىداند كه ما در اين مباحث ، منظورى جز مطالعهء حوادثى كه امام حسين عليه السّلام در آن به سر برده بود ، نداريم ، حوادثى كه به عقيدهء ما مصدر فتنهء بزرگى بوده كه به كشتار فجيع كربلا و ديگر حوادثى انجاميد كه شيوهء زندگى كريمانه در اسلام را دگرگون ساخت . ( 3 ) به هر حال ، هنگامى كه عمر از زندگى نوميد شد و اجل محتوم خود را نزديك ديد ، به انديشه و تأمّل در مورد كسى كه زمام امور بعد از وى را در دست مىگرفت پرداخت و سران حزب خود را كه همراه وى در زمينه‌سازى براى ابو بكر شركت داشتند ، به ياد آورد و ديد كه اجل ، آنان را از ميان برداشته بود و در اينجا آه و ناله سرداد و بر آنها افسوس خورد و گفت : « اگر ابو عبيده زنده بود او را خليفه قرار مىدادم ؛ زيرا وى امين اين امّت بود و اگر سالم غلام ابو حذيفه زنده بود ، وى را خليفه تعيين مىنمودم كه وى خداى تعالى را بسيار دوست مىداشت . . . » . ( 4 ) چرا عمر به اشخاص زنده‌اى كه در بناى اسلام مشاركت داشتند ، اشاره‌اى ننمود ؟ همچون سرور عترت پاك حضرت امام امير المؤمنين عليه السّلام و برگزيدهء پاك