الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

367

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

پنج هزار بود ، ملحق كرده بود . « 1 » ( 1 ) از امام حسين عليه السّلام مطلبى در خصوص روزگار عمر به ما نرسيده است جز آنچه بيان نموديم و علت آن به گوشه‌گيرى حضرت امام امير المؤمنين و فرزندانش از دستگاه حكومتى بر مىگردد كه كناره‌گيرى از آن قوم و عدم شركت در هيچ امرى از امور آنان را ترجيح داده بودند ؛ زيرا دلهايشان مالامال از حزن و اندوهى عميق بود و امام حزن و اندوه خود را در بسيارى از مواضع اعلام كرده بود . ( 2 ) مورخان مىگويند : براى عمر مشكلى پيش آمد كه در رهايى از آن سرگردان ماند . آن را بر يارانش عرضه داشت و به آنها گفت : در اين امر ، چه مىگوييد ؟ گفتند : تو مرجع و جايگاه رفع مشكلات هستى . اين امر او را خشنود نساخت و گفتهء خداى تعالى را تلاوت كرد كه مىفرمايد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً « 2 » . « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! از خدا بترسيد و گفته‌اى شايسته بگوييد » . ( 3 ) سپس به آنها گفت : « به خدا سوگند من و شما مىدانيم كه مرجع آن و آگاه در مورد آن كجاست » . گفتند : گويى كه فرزند ابو طالب را در نظر دارى . عمر گفت : « من جز او به كجا روم و آيا آزادهء زنى چون او را آورده است ؟ » . گفتند : اى امير المؤمنين ! چرا او را فرا نمىخوانى ؟ عمر گفت : آنجا كه بزرگ منشى از بنى هاشم و برترى از علم

--> ( 1 ) ابن عساكر ، ترجمة امام الحسين ، ص 202 - 203 . ( 2 ) احزاب / 70 .