الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

306

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

آنگاه شعر متلمس را خواند : و لن يقيم على خسف يراد به * الا الاذلان عير الحى و الوتد هذا على الخسف مربوط برمته * و ذا يشج فلا يبكى له احد « هيچ كس بر آنچه از نابودى برايش خواسته شده است پايدار نمىماند جز آن دو ذليل كه الاغ محله و ميخ باشند » . « اين يك با تمام وجود در زمين فرو مىرود و آن يك زخمى مىشود و كسى بر او نمىگريد » . ( 1 ) ابو سفيان ، عامل قبيله‌اى را براى ايجاد شورش و آشوب بر ضد حكومت ابو بكر به كار گرفت ، ولى امام انگيزه‌هايش را مىدانست و خصلتهايش را مىشناخت ، پس به وى پاسخ مثبت نداد بلكه به وى پاسخ رد داد و با گفتارى خشن به وى فرمود : « به خدا تو با اين سخن ، جز فتنه چيزى را نخواسته‌اى و تو ، به خدا سوگند ! مدتها براى اسلام شرّ مىخواسته‌اى و ما به نصيحت تو نيازى نداريم . . . » « 1 » . ( 2 ) ابو سفيان ، همچنان به فتنه‌جويى خود ادامه داد و امام را براى اعلام قيام بر ضد ابو بكر ، فرا مىخواند و چنين مىسرود : بنى هاشم لا تطمعوا الناس فيكم * و لا سيما تيم بن مرة او عدى فما الامر الّا فيكم و اليكم * و ليس لها الا ابو حسن على ابا حسن فاشدد بها كف حازم * فإنك بالامر الذي يرتجى على « 2 »

--> ( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 2 / 326 . ( 2 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه 2 / 7 .