الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
282
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
چشمها را مجروح نمود » . « خداوند شما را باد آيا به ياد نمىآوريد در حالى كه آزادهء بزرگوار به ياد مىآورد و شرم مىكند » . « اين فرزند فاطمه « 1 » است كه شما را سر بريد و نابود ساخت و در برابر بعضى سر بريدنهايش سر او بريده نشده است » . « كجايند آن بزرگان و آن نامدارانى كه در سختيها بودند و زينت سرزمين مكه كجا شد ؟ » . ( 1 ) « ابن طاووس » از پدرش روايت كرده : به على بن الحسين عليه السّلام گفتم : چرا قريش ، على را دوست نمىدارد ؟ آن حضرت عليه السّلام پاسخ داد : « زيرا وى اوّلشان را به آتش فرستاد و آخرشان را به ننگ دچار ساخت . . . » « 2 » . ( 2 ) به هر حال ، انصار دانستند كه مهاجرين از قريش ، توطئههايى را مىچيدند و براى امام ، نقشههاى شومى در سر مىپروراندند و آنان به حكومتش راضى نخواهند شد و اين امر را در روز « غدير خم » اعلام نمودند ؛ زيرا گفتند : « محمّد گمان كرده كه اين امر براى عموزادهاش انجام شده است و هيهات كه انجام شود ! » و انصار ، يقين كردند كه اگر مهاجرين زمام حكومت را به دست گيرند ، آنان به سبب دوستيشان نسبت به امام ، دچار شدّت و سختى خواهند شد و لذا آنان به انعقاد كنگره و اقدام به نامزدى فردى از ميان خود براى خلافت ، پرداختند .
--> ( 1 ) مقصود « فاطمهء بنت اسد » ، مادر امام امير المؤمنين عليه السّلام است . ( 2 ) ابن الاعرابى ، معجم ، 3 / 504 .