الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
278
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) نگرش دقيقى كه از عوامل عاطفه و تقليد متأثر نشود ، حكم مىكند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كسى را كه در امور خلافت جانشين وى باشد ، تعيين نموده و بر امام امير المؤمنين به نصّ ، تصريح فرموده است نه بخاطر قاعدهء وراثت و ديگر اعتبارات عاطفى ، بلكه بخاطر فراهم بودن صفات رهبرى در شخصيت وى . . . و از ضعيفترين اقوال و دورترين آنها از منطق دليل است ، اينكه گفته شود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امر خلافت را مهمل گذاشت و چيزى در مورد آن نفرمود ! بلكه امر آن را به مسلمين واگذاشت و براى آنان آزادى انتخاب هر كس را كه مىخواستند ، قرار داد ؛ زيرا اين امر - بنا به آنچه علماى شيعه مىگويند - نابود ساختن بناى اجتماعى است كه اسلام بر پاى داشته و افكندن امّت در فتنهها و بحرانهاست و در عمل نيز اين امر در صحنهء حيات اسلامى محقق گشت آنگاه كه امّت ، به الغاى نصوص وارده از پيامبر در مورد امام عليه السّلام پرداخت ؛ زيرا امّت به تكانهايى سخت دچار شد و طوفانى از فتنهها و هواها بر آن وزيدن گرفت ، چون طمعكاريهاى سياسى نزد بسيارى از رهبران مسلمين استحكام يافت و در راه حكومت و قدرت ، خود را هلاك كردند و گروههاى بزرگى از مردم را به جنگهايى نابودكننده كشاندند تا هدفها و مطامع خود را محقق سازند تا آنجا كه از دست دادن فرزندان و سوگ و اندوه در همهء انحاى جهان اسلام منتشر شد . ( 2 ) « استاد محمد سيد گيلانى » مىگويد : « آن قوم در مورد خلافت ، چنان درگير شدند كه همانند آن را در ميان امتهاى ديگر كمتر مىبينيم و در راه آن مرتكب اعمالى شدند كه امروزه ما از آن دورى مىگزينيم و نتيجه اين شد كه جانها از بين رفت ، شهرها نابود شد ، روستاها ويران گشت ، خانهها به آتش كشيده شد ، زنان ، بيوه ، كودكان ، يتيم گشتند و خلق كثيرى از مسلمين به هلاكت