الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
252
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
تا دهان خود را بر شكمت قرار دهم ؟ رسول خدا به وى اجازه داد و او دهانش را بر شكم پيامبر خدا گذاشت و از آن بوسهها گرفت و در حالى كه اشكهايش بر گونههايش مىغلطيد گفت : به موضع قصاص از رسول اللّه پناه مىبرم از آتش در روز آتش . ( 1 ) پيامبر خدا به او فرمود : « اى سواده ! آيا عفو مىكنى يا قصاص مىنمايى ؟ » . سواده گفت : اى رسول خدا ! البته كه من عفو مىكنم . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دو دست خود را به دعا برداشت و گفت : « خداوندا ! سواده را عفو كن آنگونه كه وى پيامبرت را عفو كرد » « 1 » . ( 2 ) مسلمانان سرگشته شدند و در امواجى از انديشه و فكر فرو رفتند و يقين كردند كه قضا از آسمان نازل خواهد شد ؛ زيرا روزگار پيامبرشان به پايان آمده و جز لحظاتى كه نزد آنان از زندگى عزيزتر بود ، چيزى باقى نمانده است . ( 3 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اموال خود را صدقه داد پيش از بيمارى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هفت و يا شش دينار نزد آن حضرت بود و حضرتش صلّى اللّه عليه و آله از آن بيم داشت كه از دنيا برود و آنها نزد وى باشند ، پس به خانوادهء خود دستور داد تا آنها را صدقه دهند ، ولى مشغول شدن آنها به پرستارى از آن حضرت ، سبب شد تا اين موضوع را فراموش كنند و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به آنها مىانديشيد ، پس در اين باره از خانوادهاش پرسيد و به او پاسخ دادند كه آن پول همچنان نزد آنان باقى مانده است . پس ، از آنان خواست تا آن پول را بياورند
--> ( 1 ) بحار الانوار ج 22 / 508 - 509 .