الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

241

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) « حسان بن ثابت » به پا خاست و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اجازه خواست تا سرودهء خود را بخواند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وى اجازه داد و او گفت : يناديهم يوم الغدير نبيهم * بخم و اسمع بالرسول مناديا فقال فمن مولاكم و نبيّكم ؟ * فقالوا : و لم يبدوا هناك التعاميا الهك مولانا و أنت نبيّنا * و لم تلق منا فى الولاية عاصيا فقال له : قم يا على فاننى * رضيتك من بعدى اماما و هاديا فمن كنت مولاه فهذا وليه * فكونوا له اتباع صدق مواليا هناك دعا اللهم وال وليه * و كن للذى عادى عليا معاديا « 1 » « روز غدير ، پيامبرشان آنان را در خم ندا داد كه پيامبر را هنگام ندا بايد شنونده بود » . « پس گفت چه كسى مولا و پيامبر شماست ؟ گفتند در حالى كه آگاه بودند » . « پروردگارت مولاى ماست و تو پيامبر ما هستى و در ولايت ، كسى از ما نافرمان تو نباشد » . « پس به او گفت : اى على ! برخيز كه من تو را پس از خود امام و راهنما پذيرفته‌ام » . « پس هر كس من مولايش بودم اين ولى اوست پس براى او پيروان راستينى باشيد » . « آنگاه دعا كرد ، خداوندا ! دوستش را دوست بدار و با هر كس كه دشمن على باشد ، دشمن باش » .

--> ( 1 ) الغدير 2 / 34 .