الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

225

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

« هر كس گمان كند كه مردم بىنيازش مىسازند ، او به خداوند اعتمادى ندارد » . « يا اينكه گمان كند كه مال از كسب اوست ، از بلندى پايش فرو مىلغزد » . در اين ابيات ، دعوتى است به سوى پناه بردن به خداوند كه آفريدگار جهان و بخشندهء زندگى مىباشد و بىنيازى خواستن از غير خداوند ؛ زيرا هر كس به غير او پناه برد ، تلاشش ناكام مىشود و از درستى ، دور مىگردد . ( 1 ) 4 - امام حسين عليه السّلام به زيارت قبور شهدا در بقيع رفت و چنين فرمود : ناديت سكان القبور فاسكتوا * فأجابني عن صمتهم ترب الحشا قالت : أ تدري ما صنعت بساكنى * مزقت لحمهم و خرقت الكسا و حشوت أعينهم ترابا بعد ما * كانت تأذى باليسير من القذى أما العظام فاننى مزقتها * حتى تباينت المفاصل و الشوى قطعت ذا من ذا و من هذا كذا * فتركتها مما يطول بها البلى « 1 » « ساكنان قبرها را صدا زدم و آنها خاموش ماندند . پس خاك گور در برابر سكوتشان مرا پاسخ داد » . « گفت : آيا مىدانى كه با ساكنانم چه كرده‌ام ؟ گوشت آنها را سوراخ كرده و پوششها را دريده‌ام » . « و چشمانشان را از خاك پر كردم ، بعد از آنكه آنها از اندكى خاشاك ، ناراحت مىشدند » . « اما استخوانها را من سوراخ نمودم تا اينكه مفصلها و بندها از هم جدا گشتند » .

--> ( 1 ) البداية و النهاية 8 / 208 . ترجمة امام الحسين ، ص 233 .