الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
204
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
سال دادى تا اينكه فطرتم كامل گشت و نيروى خلقتم معتدل شد ، ( 1 ) حجت خود را بر من واجب ساختى به اينكه معرفتت را به من الهام نمودى و با شگفتيهاى حكمتت مرا هراسان كردى و مرا نسبت به آنچه در آسمان و زمينت از بدايع آفريدههايت آفريدهاى ، بيدار و براى سپاسگزارى و ياد كردن تو ، هشيار نمودى و طاعت و عبادت را بر من واجب ساختى و آنچه را فرستادگانت آوردهاند ، به من تفهيم كردى و قبول مايه خرسنديت را برايم آسان نمودى و در همهء آن با يارى و لطفت بر من منّت نهادى . ( 2 ) نيز اينكه مرا از بهترين خاك آفريدى ، اى پروردگارم ! پس كدام نعمتهايت به شمار و به ياد آورم و يا اينكه كدام بخششهايت را به سپاس ايستم كه آنها اى پروردگارم ! بيش از آنند كه شمارندگان ، بشمارند و يا حافظان به علم آنها دست يابند . ( 3 ) نيز آنچه اى پروردگارم ! از زيان و سختى از من دور ساختى و كنار زدى ، بيشتر است از آنچه براى من از عافيت و خوشى آشكار شده است . و من اى پروردگارم ! به حقيقت ايمان و تصميم ثابت و توحيد خالص صريح خود و درون ضمير پنهانم و رابطههاى مجارى نور ديدگانم و خطوط پيشانيم و گذرگاههاى نفسم و قطعات نرم پارههاى بينيم و پيچ و خمهاى گوشم و آنچه لبانم در بر گيرد و بر آن جمع شود و حركات الفاظ زبانم و محل اتّصال آرواره و دهانم و جاى رويش دندانهايم و گواراهاى خوردنى و نوشيدنيم و محل ارتباط سر و قرارگاه گردنم و آنچه قفسهء سينهام در بر مىگيرد و نگهدارندگان بزرگ رگ قلبم و رگ بزرگ حجاب دلم و پارههاى اطراف جگرم و آنچه اطراف دندههايم در بر دارد و مفاصل استخوانهايم و گيرايى عوامل و اطراف انگشتان ، گوشت ، خون ، موى ، پوست ، عصب ، نىگونهها ، استخوانها ، مغز ، رگها و همهء جوارحم و هر آنچه در