الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
197
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
( 1 ) 6 - مردى به آن حضرت گفت : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چگونه صبح كردى ؟ آن حضرت عليه السّلام فرمود : « صبح كردم در حالى كه پروردگارى بالاى ( سر ) خود دارم و آتش را پيش رو دارم و مرگ ، مرا مىطلبد و حساب ، مرا در بر گرفته و من در گرو عمل خود هستم . آنچه را دوست دارم ، نمىيابم و آنچه را نمىپسندم ، از خود دور نمىسازم و كارها در دست كسى غير از من است كه اگر بخواهد مرا عذاب مىكند و اگر بخواهد از من مىگذرد ، پس كدام فقير از من فقيرتر است ؟ » « 1 » . ( 2 ) 7 - حضرت فرمود : « اى فرزند آدم ! بينديش و بگو : پادشاهان دنيا و صاحبان آن كجايند ، آنها كه خراب آن را آباد كردند و نهرهايش را كندند و درختانش را كاشتند و شهرهايش را بنا نهادند . از آن در حالى كه نمىخواستند ، جدا شدند قومى ديگر وارث آن گشتند و ما به زودى به آنان خواهيم پيوست . ( 3 ) اى فرزند آدم ! مرگت و خوابيدن در قبرت را در پيشگاه خدا به يادآور كه اعضاى تو بر تو گواهى دهند روزى كه قدمها در آن از جاى مىلغزند و دلها به حنجرهها رسند و چهرههايى سفيد مىشوند و رازها آشكار مىگردند و ميزان دادگرى نهاده شود . ( 4 ) اى فرزند آدم ! مرگ پدران و فرزندانت را به يادآور ، چگونه بودند و در كجا جاى گرفتند و گويى كه تو به زودى در جاى آنها قرار مىگيرى و عبرتى براى پندآموزان مىشوى . . . آنگاه اين ابيات را سرود : اين الملوك التى عن حفظها غفلت * حتى سقاها بكأس الموت ساقيها تلك المدائن فى الآفاق خالية * عادت خرابا و ذاق الموت بانيها
--> ( 1 ) همان .