الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
173
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
« آيا دنيا پدرت و آنان را كه در گذشتهاند ، ترك نموده و امروز از محمد پيروى كردهاى ؟ » . ( 1 ) « اصيد » نامهء پدرش را بر حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عرضه نمود و از آن حضرت اجازه خواست تا به وى پاسخ دهد . پيامبر به او اجازه داد و او در جواب پدرش نوشت : ان الذي سمك السماء بقدرة * حتى علا فى ملكه فتوحدا بعث الذي لا مثله فيما مضى * يدعو لرحمته النبى محمدا فدعا العباد لدينه فتتابعوا * طوعا و كرها مقبلين على الهدى و تخوفوا النار التى من اجلها * كان الشقي الخاسر المتلددا و اعلم بانك ميت و محاسب * فالى من هذى الضلالة و الردى « آن كه آسمان را به قدرت آفريد و از ملك خود بلندى يافت و يگانه گشت » . « آن كس را فرستاد كه در گذشته چون او نبوده تا مردم را به رحمتش فرا خواند و او محمد پيامبر است » . « پس بندگان را به دين خود فرا خواند و آنان خواسته و ناخواسته پىدرپى به سوى هدايت ، روى آوردند » . « و از آتشى ترسيدند كه شقى زيانكار گمراه براى آن بوده است » . « و بدان كه خواهى مرد و به حساب تو رسيدگى خواهد شد ، پس اين گمراهى و هلاكت براى چيست ؟ » . ( 2 ) هنگامى كه « سلمه » نامهء پسرش را خواند به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و اسلام آورد « 1 » .
--> ( 1 ) اسد الغابة 1 / 100 .