الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

141

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

( 1 ) اهل بيت و يارانش نيز از اين روح عظيم ، همت گرفته بودند و لذا با شوق و اخلاص به سوى مرگ شتافتند و هيچ ترس و رعبى بر دلهايشان راه نيافت ، آنجا كه دشمن آنها به شجاعت و پايداريشان گواهى داد ؛ زيرا به شخصى كه در روز طف همراه عمر بن سعد بود ، گفته شد واى بر تو ! آيا ذريّهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را كشتيد ؟ و او پاسخ داد : « سنگ بر دهان تو باد ! اگر تو آنچه را ما شاهد بوديم مشاهده مىكردى ، آنچه را انجام داديم ، انجام مىدادى . گروهى بر ما يورش آوردند كه شمشيرهايشان را به دست گرفته و همچون شيران درّنده ، سواران را از چپ و راست مىكشتند و جانهاى خود را به كام مرگ مىافكندند ، نه امان مىپذيرفتند و نه به ثروت رغبتى داشتند و چيزى ميان آنها و رسيدن به حوض مرگ و استيلاى بر ملك ، حايل نمىشد و اگر اندكى از آنها دست بر مىداشتيم ، جان همهء افراد لشكر را مىگرفتند ، در آن صورت ما چه مىتوانستيم بكنيم ، تو را مادر مباد . . . « 1 » » . ( 2 ) يكى از شعرا اين شجاعت كم نظير را چنين وصف كرده است : فلو وقفت صم الجبال مكانهم * لمادت على سهل و دكت على وعر فمن قائم يستعرض النبل وجهه * و من مقدم يرمى الاسنة بالصدر « اگر كوههاى استوار به جاى آنان مىبود ، به روى دشتها مىافتادند و درهم كوبيده مىشدند » . « آنها يا ايستاده با چهره‌ها تيرها را مىپذيرفتند و يا حمله كنان با سينه‌ها بر نيزه‌ها مىتاختند » .

--> ( 1 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه 3 / 263 .