الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
137
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
« پس ترجيح داد تا پاى بر آتش كارزار نهد ، ولى دست خوارى به كسى ندهد » . ( 1 ) من شايد نتوانم شعرى دقيقتر و يا شيرينتر از اين شعر بيابم كه با صادقانهترين تمثيل ، مناعت طبع امام بزرگوار و عزّت نفس او را مىنماياند كه مرگ در زير سايهء نيزهها را بر زندگى مرفه همراه با خوارى و سرافكندگى ترجيح داد و بدين گونه به شيوهء شهيدان خاندانش عمل كرد كه در ميدانهاى مبارزه بر يكديگر پيشى گرفتند و با اشتياق به سوى ميدانهاى جانبازى و فداكارى روان گشتند تا از كرامت و عزّت بهرهمند شوند . ( 2 ) « سيد حيدر » همچنان ستمستيزى امام شهيد را به تصوير مىكشد و آن حضرت را چنين توصيف مىكند كه از بوييدن پستى و ستم ، خوددارى نمود ، اما به عمد ، نيزهها و شمشيرها را بوييد ؛ زيرا در آنها طعم مناعت ، شرافت و مجد وجود داشت . . و با وصفى اين چنين برجسته و نمايان ، سيد حيدر در مجسم ساختن مناعت طبع امام پيش مىرود ؛ مناعتى كه مشاعر و عواطف وى را در اختيار گرفته ، آن گونه بر عواطف ديگران نيز چيره گشته و قطعا وى در اين مورد تكلفى به خود راه نداده و امرى غير واقعى را بيان ننموده است ، بلكه واقعيت را با توصيفى راستين و بدون تكلف بازگفته است . ( 3 ) « سيد حيدر » در قصيدهء اعجابانگيز ديگرى ستمستيزى و بلنداى همت امام را توصيف مىكند كه شايد از زيباترين سرودههايى باشد كه در رثاى امام عليه السّلام گفته شده است ، آنجا كه مىگويد : و سامته يركب احدى اثنتين * و قد مدت الحرب اسنانها فاما يرى مذعنا او تموت * نفس ابى العزّ اذعانها فقال لها : اعتصمى بالإباء * فنفس الابى و ما زانها