الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )
112
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
امام است ، پدر نه امام . . . » « 1 » . ( 1 ) 7 - « ابو العباس » روايت كرده : نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودم در حالى كه فرزندش ابراهيم بر ران چپش بود و حسين بن على بر ران راستش و پيامبر گاهى اين و گاه آن ديگر را مىبوسيد كه ناگهان جبرئيل با پيامى از پروردگار جهانيان فرود آمد و هنگامى كه از نزد آن حضرت رفت ، فرمود : جبرئيل از پروردگارم نزد من آمد و به من گفت : « اى محمد ! پروردگارت به تو سلام مىرساند و به تو مىفرمايد : هر دو را براى تو نمىگذارم ، پس يكى از آنها را فداى ديگرى كن » . ( 2 ) پس پيامبر به « ابراهيم » نگاه كرد و گريست ، آنگاه گفت : اگر ابراهيم بميرد ، غير از من كسى بر او غمگين نمىشود در حالى كه مادر حسين ، فاطمه و پدرش على ، ابن عم من كه گوشت و خون من است و هرگاه بميرد ، دخترم سوگوار مىشود و عموزادهام به سوگ مىنشيند و من بر او غمناك مىشوم و من سوگ خود را بر سوگ آن دو ترجيح مىدهم ، اى جبرئيل ! ابراهيم گرفته شود ، ابراهيم را فداى حسين كردم . پس سه روز بعد ، ابراهيم در گذشت و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هرگاه حسين را مىديد كه به سويش مىآيد ، او را مىبوسيد و بر سينهاش مىفشرد و بر لبانش بوسه مىزد و مىفرمود : « فداى كسى شوم كه پسرم ابراهيم را فدايش ساختم » « 2 » . ( 3 ) 8 - « ابن عباس » روايت كرده : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حسين را بر دوش خود سوار كرده بود ، پس مردى به وى گفت : اى پسر ! بر بهترين مركب سوار گشتهاى . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به وى پاسخ داد : « و او بهترين سوار است . . . » « 3 » .
--> ( 1 ) منهاج السنة 4 / 210 . ( 2 ) تاريخ بغداد 2 / 204 . ( 3 ) التاج الجامع للاصول 3 / 218 . كنز العمال 13 / 650 . بداية النهاية 8 / 36 .