الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )
25
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )
و زوزهء نفرتانگيزشان در گلو خفه شد ، تظاهر به ايمان كردند و نيرنگ و دشمنى خود را در دل نگه داشتند و بدنبال فرصتى ميگشتند كه آنچه در دل دارند به زبان آرند و عملا به كار بندند . ( 1 ) معاويه از پدر پير و خرف خود ، زرنگتر و نيرنگبازتر بود و بزرگترين نمونهء فريبكاريش تظاهر به اسلام و عمل به احكام آن بود چنان كه طى بيست سال حكومت شام هيچيك از شعاير اسلامى را فرو نگذاشت و به هيچ دستور دينى اعتراض و معارضه نكرد و به فسق و گناه تجاهر نورزيد و به ظاهر شرابى ننوشيد و نغمهاى نشنود و كسى را نكشت و با سگ و ميمون بازى نكرد و دست به آلات طرب نبرد ، اما لباس حرير مىپوشيد و رداى زربفت بدوش مىانداخت و بهانهاش اين بود كه او كسراى عرب است و اين تظاهر بديندارى براى پنهان كردن نيات ناپاكش بود ، همچون آرامش قبل از طوفان و آهسته رفتن شكارچى براى گرفتن شكار . اين تظاهر به ديندارى كه نفاق و كفرى سياه را در ميان داشت در دوران مخالفت و ستيز او با امير المؤمنين ( ع ) همچنان ادامه داشت و هنگامى كه آن حضرت شهادت يافت ، معاويه نفسى براحت كشيد و شادمانى سراپايش را فرا گرفت و مشغول بند بازى و حيلهسازى شد . هنگامى كه مسلمانان با امام حسن ( ع ) بيعت كردند و رادمردان شجاع از ياران على ( ع ) و پيروان و دوستانش بر گرد امام فراهم آمدند و گروهى از بزرگان عرب و دندانهاى تيز جنگاور با سلاحها و اسبابها و تعداد فراوان تسليم فرمان امام شدند ، معاويه موقعيتى تنگتر و خطرناكتر براى خود احساس كرد زيرا حسن ( ع ) سبط اكبر پيغمبر و فرزند دختر و ريحانهء رسول اللّه بود و بر اثر شرف و انتساب به پيامبر در قلوب مسلمانان محبوبيتى فراوان داشت او در تمام عمرش به يك نفر آزارى نرسانيده بود و بلكه كانون خير و احسان بشمار ميرفت