الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )

52

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )

و به حق چنين نامى بهترين نامهاست و در نيكوئيش همين كافى است كه خداوند آن را برگزيده است و زيبائى چنين نامى دلالت بر حسن معنوى و جلوهء حقيقت دارد . ( 1 ) چون هفت روز از تولد حسن ( ع ) گذشت پيغمبر به خانه على ( ع ) رفت تا بشكرانهء اين ولادت قربانى كند و آنچه توانائى مالى داشت فراهم آورد و حسن ( ع ) را عقيقه كرد « 5 » و گوسفندى را قربانى نمود . « 6 »

--> من فرزندانم را بنام پسران هارون ، شبر و شبير نامگذارى كرده‌ام ولى ميتوان گفت كه اين حديث ساختگى است ، زيرا اولا دشمنى بين فرزندان هاشم و دودمان حرب ، پنهان نبوده پس چگونه خاندان پيغمبر چنين نامى را بفال نيك ميگرفتند ، ديگر آنكه اعتراض پيامبر بنام حرب در نامگذارى حسن كافى بود كه در نامگذاريهاى بعدى تكرار نشود ؛ سوم آنكه محسن در زمان حيات پيغمبر به دنيا نيامد . احمد بن حنبل در مسند از حضرت على روايت كرده كه فرمود من حسن را بنام عمويم حمزه و حسين را بنام برادرم جعفر نام نهادم ولى پيغمبر فرمان داد نام آنها را تغيير دهم . اين روايت هم ضعيف است و مورخين آن را ننوشته‌اند . ( 5 ) - عقيقه در لغت بمعنى پشم گوسفند و موى نوزاد است و از كلمهء عق گرفته شده كه بمعنى شق و قطع است ، عقيقه از مستحبات مؤكد است و بعضى از فقها آن را واجب دانسته‌اند و پيامبر در وقت قربانى گوسفند گفت : بنام خدا ، عقيقه‌ايست از حسن ، خداوندا ، استخوانش به استخوان فرزند و گوشتش به گوشت او باد ، خدايا اين قربانى را موجب نگهدارى آل محمد قرار ده . ( 6 ) - دائرة المعارف بستانى ، جلد 7 ، تاريخ الخميس ، جلد اول ، اعيان الشيعة جلد 4 ، در نور الابصار و جوهرة الكلام و مستدرك حاكم آمده است كه پيغمبر حسنين را هر كدام با دو گوسفند عقيقه كرد ، ولى اين روايت ضعيف است و شمس الدين ذهبى در تلخيص مستدرك به آن اعتراض كرده و گفته است راوى اين خبر « سوار » است كه مردى ضعيف الروايه است و فقهاى اسلامى هم بيش از يك گوسفند در تشريع عقيقه ذكر نكرده‌اند .