الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : فخر الدين حجازى )
43
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي )
پيدايش كانون رسالت ( 1 ) پيغمبر بخانهء على ( ع ) رفت و فرمود برادرم كجاست ؟ « ام ايمن » با شگفتى پرسيد على برادر تو است كه بداماديش گرفتهاى ؟ فرمود آرى « 27 » . پيغمبر در خانهء على نشست و چون مجلس آرام گرفت به فاطمه فرمود : مقدارى آب بياور . فاطمه ظرفى آب بحضور آورد . پيغمبر مقدارى از آن را بر سر و پيكر دخترش پاشيد و گفت : خداوندا فاطمه و فرزندانش را از شرّ اهريمن به پناه تو مىآورم « 28 » و مقدارى ديگر از آب را به دوش و شانهء فاطمه ريخت و بعد به على ( ع ) فرمود : تو هم قدرى آب بياور و چون على ( ع ) آب آورد ، آن را بر سر و اندام على پاشيد و گفت : خداوندا على و فرزندانش را از شرّ شيطان به پناه تو مىآورم و بقيه را بر پشت و شانهء على ريخت و فرمود : بنام خدا و بركت خدا بخانوادهء خويش درآى و براى آنها از درگاه الهى درخواست سعادت و فرخندگى كرد و بخانهاش بازگشت « 29 » .
--> اين عروسى بايد وليمهاى داد . سعد گفت من گوسفندى دارم و عدهاى از اصحاب هم مقدارى ذرت فراهم آوردند و در كنز العمال ، جلد 7 ، ص 114 آمده است : پيغمبر فرمود در اين عروسى ناچاريم وليمه بدهيم و دستور بكشتن گوسفندى داد و مردم بر او گرد آمدند و در اسعاف الراغبين از جابر نقل شده كه رسول خدا ما را در جشنى دعوت كرد كه هرگز بمانند آن نديده بوديم و در آن جشن پيغمبر خدا براى ما ، مويز و خرما تهيه كرده بود . ( 27 ) - صواعق المحرقه و در جلد دهم بحار آمده است كه پيغمبر فرمود : آرى به خدا قسم اى ام ايمن ، فاطمه را به همسرى مردى شريف در آوردم كه در دو جهان آبرو دارد و از مقربان درگاه خداست . ( 28 ) - در روايت آمده كه آب را در برابرش پاشيد . ( 29 ) - كنز العمال ، جلد 7 .