سيد حسن مير جهانى طباطبائى

630

جنة العاصمة ( فارسي )

غطّاها بالنبات . قوله عليه السّلام : و البائتة في الثرى ببقعتك : دليل است بر اينكه فاطمه در بقعهء پدرش دفن شده صلّى اللّه عليه و آله نه در بقيع . قوله : المختار اللّه : اضافه به فاعل شده و مفعول آن سرعة اللحاق است . قوله عليه السّلام : تجلّدي : تجلّد به معناى تكلّف است ، و جلد به معناى قوّت و شدّت است . قوله : بسنّتك : اشاره است به سنّت آن حضرت كه در اينجا مراد صبر در مصائب است ؛ زيرا كه آن حضرت در مصيبت‌ها صبور بوده . مراد حضرت اين است كه من نسبت به تو تأسّى كردم در فراق تو و فراق دختر تو ، و مصيبت من در فراق تو بزرگ‌تر است چنانچه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است كه : « من عظمت مصيبته فليذكر مصيبته بي فإنّها ستهون عليه » يعنى : كسى كه مصيبت او بزرگ شد بايد ياد كند مصيبت مرا كه آن مصيبت براى او آسان مىشود به زودى . قوله : الملحودة : به معناى لحد است . قوله : و فاضت نفسك : فيض نفس يعنى بيرون رفتن روح از بدن . قوله عليه السّلام : و أخلست : از خلس به معناى سلب ، يعنى لباس حيات از او گرفته شد . سهاد : به معناى بيدارى در شب . كمد : حزن شديد . قيح : خلطى است كه خون در آن نباشد . مقيح و مهيج تفسير هم و غم و حزن سابق است . هضم : به معناى ظلم و غضب است . و احفاء سؤال به معناى استقصاء آن است .