سيد حسن مير جهانى طباطبائى

603

جنة العاصمة ( فارسي )

من أذلّها ، و خلّد في نارك من ضربت جنينها حتّى ألقت ولدها ، فتقول الملائكة : آمين « 1 » . ترجمهء سخنان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يعنى : و امّا دختر من فاطمه ، او سيّدهء زن‌هاى همهء عالمهاست از پيشينيان و پسينيان ، و او جزئى از من يعنى پارهء تن من است ، و او نور چشم من است ، و او ميوهء دل من است ، و او روح من است در ميان دو پهلوى من ، و او انسيهء حوراست ، زمانى كه در محراب خود مىايستد در مقابل پروردگار خود جل جلاله نور او براى فرشتگان آسمان مىدرخشد همچنان‌كه نور ستارگان براى اهل زمين مىدرخشد ، و مىفرمايد خداى عزّ و جل به ملائكه كه : اى ملائكهء من ! نظر كنيد بسوى كنيز من فاطمه كه سيّدهء كنيزان من است كه در مقابل من ايستاده ، بندبندهاى او مىلرزد از ترس من در حالتى كه به قلب خود به من روى آورده و به بندگى من مشغول است ، گواه مىگيرم شما را كه من امان مىدهم شيعيان او را از آتش . و فرمود : چون من او را مىبينم كارهائى را كه بعد از من با او كرده خواهد شد به نحوى كه ذلّت داخل خانهء او شود و هتك حرمت او شود ، و حق او غصب كرده شود ، و ارث او از او منع شود ، و پهلوى او شكسته شود ، و جنين او سقط كرده شود ، و او فرياد كند كه : اى محمّد ، و جواب داده نشود ، و استغاثه كند ، و كسى به فرياد او نرسد . پس هميشه بعد از من اندوهگين و محزونه و گريان باشد ، ياد مىكند كه وحى از خانه او قطع شده ، و گاهى از جدائى و فراق من را به ياد مىآورد ، و چون شب شود وحشت او را فروگيرد براى اينكه صداى قراءت قرآن مرا شب‌ها كه در تهجّد مىخواندم و استماع مىكرد ، نمىشنود . پس مىبيند كه نفس او ذليل شده بعد از عزّتى كه در حيات پدر داشته ، در آن وقت

--> ( 1 ) شيخ صدوق ، الأمالى ص 175 - 176 ؛ بحار الأنوار ج 43 ص 172 - 173 ح 13 .