سيد حسن مير جهانى طباطبائى
593
جنة العاصمة ( فارسي )
التالون : يعنى پيروان و متابعتكنندگان . و در بعضى از نسخهها بجاى « التالون » « البطّالون » آورده ، و بطّال مانند شداد متعطّل را گويند و به معناى كسى است كه عمر خود را به باطل بگذراند . غب : به معناى عقب شيء و عاقبت آمده ، و آن به كسر غين نقطهدار است . طامنوا : يعنى سر فرود آوردند . و طامنت من الأمر إذا سكنت ، يعنى آرام و ساكن شدم از كار ، و طامن هم لازم استعمال مىشود و هم متعدّى . جاش : به معنى اضطراب ، و به فتح جيم و همزه هم استعمال شده هكذا جأش . سطوة : به معناى قهر و غلبه و حمله كردن است . صارم : شمشير تيز برّنده را گويند . معتد : تجاوزكننده از حد را گويند . غاشم : يعنى ظالم . هرج : فتنه و اختلاط و قتل را گويند . فيء : خراج و غنيمت را گويند ، و احتمال هم مىرود كه تصحيف فئه باشد و آن به معناى جماعت است و آن بر وزن فعه است . و فيء هم بر وزن فيع است و هاء فئه عوض از ياء محذوف از وسط آن است ، و مؤيّد آن است جمله بعد از آن كه فرموده است : « و جمعكم حصيدا » و آن نظر به معناى فئه است و مرادف آن است كلمه « زهيدا » كه به معناى قليل آمده ، و به معناى كم آب گرفتن هم آمده ، و زهيد الأكل گفته مىشود يعنى كم خوراك . إليكم عنّي : يعنى امساك كنيد و پرگوئى نكنيد ، از من دور شويد . اعراب سخنان حضرت قولها عليها السّلام : فرغما : منصوب است بنابر مصدريّت به عامل محذوف يعنى به خاك ماليده شد بينىهاى قوم كه جاى عطسه كردن اين جماعت است ، بينى به