سيد حسن مير جهانى طباطبائى

576

جنة العاصمة ( فارسي )

خوردن مال يتيم « 1 » . ردعه : يك مرتبهء از ردع را گويند به فتح راء و سكون دال ، و آن به معناى بازداشتن و دفع است ، و فعل آن از باب منع است . سورة : بر وزن تمره مراد حدّت و شدّت گرسنگى است . شرره : شرر به فتحتين شراره‌اى است كه از آتش جدا مىشود و مفرد آن به كسر شين است . الساغب : به معناى گرسنه است مانند سغبان ، و فعل آن سغب است مانند تعب . لبان : بان الأمر به معناى ظهر و وضح . بمعجزين : به معناى فوت‌شوندگان از باب أعجزه الشيء أي فاته . هلم : اسم فعل است به معنى تعال يعنى بيا ، گفته كه اصل آن باء تنبيه است . و لم امر است از لم اللّه شعثه يعنى جمع اللّه و ضمّه ، و الف هاء حذف شده براى كثرت استعمال . و گفته شده است اصل آن هل ام به معناى قصد است ، حركت لام حركت همزه است كه به آن نقل شده و همزه ساقط شده و آن يك كلمه شده و براى خواندن استعمال شده ، و اهل حجاز به اين كلمه ندا مىكنند به يك لفظ براى مذكّر و مؤنّث و مفرد و جمع ، و در لغت اهل نجد ضمير هاء به آن ملحق مىشود و مطابقه مىكند ، چنانچه گفته مىشود : هلمّا و هلمّوا و هلمّي و هلمن ، و در لازم استعمال مىشود مثل هلم إلينا ، يعنى بيا بسوى ما ، و در متعدّى هم استعمال مىشود مثل هلم شهداءكم يعنى حاضر كنيد گواهان خود را . اينست

--> ( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 167 .