سيد حسن مير جهانى طباطبائى
548
جنة العاصمة ( فارسي )
تحتسبون ، و خسر هنالك المبطلون . ثم عطفت إلى قبر النبي صلّى اللّه عليه و آله و قالت . اى گروه مردمان كه شتاب كردهايد در باطلگوئى ، و چشمپوشى از حق كردهايد ، و ساكت و راضى به آن شديد ، آيا تدبّر در قرآن نكرده و نمىكنيد ( به روايت حضرت صادق عليه السّلام معنى آيه چنين است ) يعنى آيا تدبّر در قرآن مىكنند تا حكم كنند به چيزى كه برايشان است از حق ثابت ، و انكار كردن دلها ارادهء دلهاى اين جماعت اهل باطل را ، و كسانى كه مانند ايشانند از غير ايشان ، يا بر دلهائى كه بر آنها قفل زده شد ، چيست اين جهالت و احمقى ، بلكه چرك نفاق و ضلالت روى دلهاى شما را گرفته ، چقدر بد كارى مىكنيد ، چشمها و گوش شماها گرفته شده ، و چقدر بد تأويل مىكنيد ، و چقدر بد است آنچه كه به آن اشاره كردهايد ، و چقدر شرارت است آن چيزى - يعنى آن حقّى - كه از آن چشمپوشى كردهايد . بذات خدا سوگند است كه هرآينه البته البته خواهيد نتيجهء اين بار سنگينى را كه به دوشهايتان كشيديد كه گمراهى و هلاكت آن بسيار سخت است زمانى كه پرده برداشته شود و آنچه در پشت درخت بهم پيچيدهء مكر و خدعه است ظاهر شود ، و ظاهر شود براى شما از جانب پروردگارتان آنچه را كه گمان آن را نمىبريد ، در آن زمان اهل باطل و باطل كنندگان امر حق زيانكار خواهند بود . پس توجّه فرمود به طرف قبر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و گفت : قد كان بعدك أنباء و هنبثة * لو كنت شاهدها لم تكبر الخطب إنّا فقدناك فقد الأرض وابلها * و اختل قومك فاشهدهم و قد نكبوا و كل أهل له قربى و منزلتي * عند الإله على الأذنين مقترب أبدت رجال لنا نجوى صدورهم * لمّا مضيت و حالت دونك الترب تهجّمتنا رجال و استخف بنا * لمّا فقدت و كل الأرض مغتصب و كنت بدرا و نورا يستضاء به * عليك تنزل من ذي العزّة الكتب و كان جبريل بالآيات يؤنسنا * فقد فقدت فكل الخير محتجب