سيد حسن مير جهانى طباطبائى
51
جنة العاصمة ( فارسي )
است . گفتم : اى جبرئيل ! منصوره كيست ؟ گفت : دخترى است كه از صلب تو بيرون مىآيد ، و نام آن در آسمان منصوره است و در زمين فاطمه . گفتم : اى جبرئيل براى چه در آسمان منصوره ناميده شد و در زمين فاطمه ؟ گفت : در زمين فاطمه ناميده شده براى اينكه او جدا مىكند شيعيان خود را از آتش ، و جدا كرده شدند دشمنان او از دوستى او ، و در آسمان منصوره است ، و اين است قول خداى عزّ و جل : وَ يَوْمَئِذٍ يَفْرَح الْمُؤْمِنُون * بِنَصْرِ اللَّه يَنْصُرُ مَن يَشاءُ يعنى : در روز قيامت شاد مىشوند مؤمنان به سبب يارى كردن خدا ، يعنى يارى كردن فاطمه دوستان خود را . حديث هشتم محدّث جليل مرحوم سيّد هاشم بحرينى رحمه اللّه در كتاب نزهة الأبرار از فخر الدين نجفى روايت فرموده حديثى را ، پس از آنكه در ترجمهء او گفته : و رأيت هذا الشيخ الفاضل ، كان من الزهّاد في الوقت و المتورّعين ، رأيته بداره في مشهد مولانا و إمامنا علي بن أبي طالب عليه السّلام سنة الثالثة و الستّين و الألف ؛ يعنى ديدم اين شيخ را كه فاضل و از زهّاد و اهل ورع وقت بود در خانهاش در مشهد مولى و امام ما على بن ابى طالب عليه السّلام در سال هزار و شصت و سه . آن شيخ در كتاب خود روايتى را نقل كرده در باب بيرون رفتن حضرت ابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام در سن سه سالگى از خانه ، و رسيدن آن حضرت به نزد صالح بن رقعهء يهودى ، و گرفتن او آن حضرت را و بردن و مخفى نمودن آن حضرت را در خانهء خود ، و محزونه شدن حضرت زهرا سلام اللّه عليها بعلّت نيافتن فرزند خود ، و هفتاد مرتبه از خانه بيرون آمدن تا درب مسجد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و نيافتن كسى را كه به طلب حسينش بفرستد ؛ زيرا كه در آن وقت وجود مبارك پيغمبر و امير المؤمنين عليهما السّلام به غزوهاى از غزوات تشريف برده بودند ، و آمدن حضرت امام حسن بر در خانهء صالح يهودى به طلب برادر خود ، و از در عتاب و