سيد حسن مير جهانى طباطبائى
508
جنة العاصمة ( فارسي )
گفته شده كه مراد انداختن بتها است بر روى سرهاشان ، و اين توجيه دور به نظر مىآيد خصوص نظر به مابعد آن . حتّى تفرّى الليل عن صبحه و أسفر الحق عن محضه : و تفرّى الليل يعنى شكافته شود شب تا روشنى صبح ظاهر شود و هوا روشن گردد . و نطق زعيم الدين : زعيم قوم بزرگ قوم را گويند و كسى كه از جانب ايشان سخن گويد . و أسفر الحق عن محضه : يعنى پرده از خالص حق برداشته شود . و خرست شقاشق الشياطين : خرس بكسر راء ، و شقاشق جمع شقشقه است به كسر شين و آن ريه را گويند كه مراد شش و جگر سفيدى باشد ، و چيزى كه از آن خارج شود ، و آن كفى است كه شتر از دهان خود بيرون مىكند زمانى كه به هيجان درمىآيد ، و زمانى كه به خطيب گفته شود در هنگام سخن گفتن كه صاحب شقشقه است آن را شبيه مىكنند به شتر نرى كه كف از دهان بيرون كند . و اسناد خرس به شقاشق مجازى است . و طاح و شيط النفاق : يعنى وقتى كه هلاك شد يا مشرف به هلاكت است و روى زمين افتاد . و شيظ به شين و ظاء معجمتين مراد اشخاص رذل و پست از مردمانند ، چنانچه گفته شده است : « إيّاكم و الوشايظ » يعنى بر شما باد دورى كردن از مردمان پست و رذل . و جوهرى در صحاح گفته و شيظ كسانى هستند كه اصل آنها يكى نيست « 1 » . و هرگاه وسيط به سين و طاء بىنقطه باشد مراد اشرف قوم باشد از حيث نسب و محل او رفيعتر باشد ، چنانچه در بعضى از نسخهها چنين ضبط شده و بىمناسبت نيست .
--> ( 1 ) جوهرى ، صحاح اللغة ج 3 ص 1181 .