سيد حسن مير جهانى طباطبائى
500
جنة العاصمة ( فارسي )
درك صحبت پيغمبر را كردهايد . زعمتم حق لكم : يعنى گمان كردهايد كه ذكر كرده شد براى شما ثابت است برايتان و آن نامها براى شما راست است و استحقاق آن را داريد . و ممكن است كه قرائت آن به صيغهء مجهول باشد . و در ايراد لفظ زعم اشعار است بر اينكه متّصف به آن اسماء نيستند در حقيقت و ادّعاى دروغى است كه مىكنند . و ممكن است كلمه « حق لكم » جملهء مستأنفه باشد ، يعنى گمان كرديد كه چنين هستيد و سزاوار است كه چنين باشيد ليكن كوتاهى كرديد . و در بعضى از نسخهها است كه « زعمتم حق لكم فيكم و عهد » يعنى گمان كرديد كه حقّى است براى خدا در ميان شما و عهديست كه مقدّم داشته شده است در ميان شما . للّه فيكم عهد و بقيّة : مراد از عهد وصيّت است ، و بقيّهء مرد آن چيزى است كه باقى مىگذارد در كسان خود ، مراد از جملهء « عهد » آن چيزى است كه به آن وصيّت كرده در ميان اهل بيت و عترت خود . و از جمله « بقيّة قرآن » است ، و در روايت احمد بن ابى طاهر است « و بقيّة استخلفنا عليكم و معنا كتاب اللّه » پس مراد به بقيّه قرآن است و اهل بيت او ، و مراد از عهد آن چيزى است كه پيغمبر وصيّت به آن كرده در حق ايشان . و البصائر : جمع بصيرت است كه مراد حجّت باشد . و منكشفة سرائره : مراد از انكشاف سرائر واضح شدن آنهاست نزد حاملين قرآن . مغتبطة به أشياعه : غبط عبارت است از آرزو كردن شخص حال كسى را كه غبطهء او را خورده امّا نمىخواهد زائل شدن آن را از آن شخص ، يعنى غبطه خورده مىشوند شيعيانى كه پيروى از او كردهاند . علّامهء مجلسى عليه الرحمة فرموده كه : اين فقره در ساير خطبى كه روايت كرده شده نيست .