سيد حسن مير جهانى طباطبائى
492
جنة العاصمة ( فارسي )
استحقاق آن را داشته باشند . و محتمل است كه مراد از تقديم ايجاد و فعل باشد بدون ملاحظه ابتدائيّت پس مراد تأسيس باشد . سبوغ : به معنى كمال . الآلاء : يعنى نعمتهاى باطنيّه ، و بعضى مطلق نعمتها گفتهاند . أسدى : و اولى و اعطاء هر سه به يك معنى استعمال شده . والاها : به معناى پىدرپى دادن نعمتها بلافاصله هريك بعد از ديگرى . جم : يعنى زيادتر و بيشتر . و نأى عن الجزاء أمدها : امد به معنى غايت و منتهاست . معنى اين جمله اين است يعنى دور است جزاى شكر از اينكه به منتهى برسد ، پس مراد از امد يا آن است كه فرض شد يعنى حقيقتا انتها ندارد . يا مراد امد حقيقى است براى هر حدّى از حدود فرض شده . و محتمل است كه مراد از بامدها ابتداءها باشد ، معانى ديگرى هم براى آن گفته شده . و تفاوت عن الإدراك أبدها : يعنى دور است از ادراك هميشه باقى بودن آن به جهت اينكه آخر ندارد . و ندبهم لاستزادتها بالشكر لاتّصالها : يعنى رغبت و ميل داده است ايشان را بعلّت اتّصال آنها به سبب شكر كردن به زيادتى آن تا آن نعمت متّصل باشد و قطع نشود . و استحمد إلى الخلائق بإجزالها : و خواسته است كه خلايق او را ستايش كنند بعلّت زياد كردن نعمتها . و ثنّى بالندب إلى أمثالها : و دو برابر كند به سبب ميل و رغبتى كه به آنها داده بعلّت شكرگزارى نعمتهاى اخروى خود براى بندگان سپاسگزار . و ممكن است كه مراد از « بالندب إلى أمثالها » امر كردن او باشد بندگان را به احسان و