سيد حسن مير جهانى طباطبائى
407
جنة العاصمة ( فارسي )
خوب است براى آنها كه مردها را نبينند و مردها هم آنها را نبينند ، پس على برگشت و به رسول خدا از آن خبر داد ، آن حضرت فرمود : كى آن را به تو تعليم داد ؟ گفت : فاطمه ، فرمود : او جزئى از من است . سعيد بن مسيّب اين حديث را نيز از على به همين نحو روايت كرده است . حديث چهل و چهارم علّامه ذهبى در كتاب الكبائر از على عليه السّلام روايت كرده و گفته : قال علي رضي اللّه عنه لزوجه فاطمة رضي اللّه عنها : يا فاطمة ، ما خير ما للمرأة ؟ قالت : أن لا ترى الرجال و لا يروها . و كان علي رضي اللّه عنه يقول : ألا تستحيون ؟ ألا تغارون ؟ يترك أحدكم امرأته تخرج بين الرجال تنظر إليهم و ينظرون إليها « 1 » ! يعنى : گفت على كه - خشنود باد خدا از او - براى زن خود فاطمه - خشنود باد خدا از او - اى فاطمه ! بهترين چيز براى زن چيست ؟ گفت : اينكه نبينند او را مردها و نبيند او مردها را . و على رضى اللّه عنه مىفرمود : آيا حيا نداريد ؟ آيا غيرت نداريد احدى از شما اينكه زن او بيرون رود در ميان مردها كه به او نگاه كنند و او به آنها نگاه كند ! حديث چهل و پنجم ابن مغازلى در كتاب مناقب خود گفته و سند را مرفوعا به على بن الحسين بن على رسانيده از على عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : إن فاطمة بنت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله استأذن عليها أعمى ، فحجبته ، فقال لها النبي صلّى اللّه عليه و آله : لم حجبته و هو لا يراك ؟ فقالت : يا رسول اللّه ، إن لم يكن يراني فأنا أراه ، و هو يشم الريح . فقال
--> ( 1 ) ذهبى ، الكبائر ص 171 .