سيد حسن مير جهانى طباطبائى
39
جنة العاصمة ( فارسي )
فصل دوم در بيان مادّهء نطفهء طاهرهء آن حضرت ، و انعقاد آن در صلب پدر بزرگوار و انتقال به رحم مادر عالى مقدار در اين باب نيز اخبار و احاديث بسيار در كتب عامّه و خاصّه روايت شده ، در اينجا به نقل چند حديث از آن مبادرت مىنمايم ، و در ضمن آن به نكات و لطائفى خاطرنشان مىشود ، و ما توفيقى إلّا باللّه عليه توكّلت و إليه أنيب . آنچه از اخبار صحيحه و معتبره استفاده مىشود اين است كه مادّهء نطفهء اين بىبى معظّمه سلام اللّه عليها سيب بهشتى ، و رطب بهشتى ، و زغب جبرئيل ، و از سدرة المنتهى و خاك علّيين بوده ، و نصوص بسيارى در اين باب از مصادر وحى و تنزيل به ما رسيده ، كه از جملهء آنها چند حديثى است كه در اينجا ذكر مىشود . حديث اول محدّث جليل سيّد هاشم بحرينى رحمه اللّه در كتاب نزهة الأبرار ، و علّامهء مجلسى اعلى اللّه مقامه در بحار ، از تفسير فرات بن ابراهيم ، و كتاب معانى الأخبار صدوق عليه الرحمة روايت فرمودهاند به اندك تفاوتى در عبارت ، و نگارنده بعضى از معانى آن را نقل مىنمايم . في المعاني ، عن ابن المتوكّل ، عن الحميري ، عن ابن يزيد ، عن ابن فضّال ، عن عبد الرحمان ابن الحجّاج ، عن سدير الصيرفي ، عن أبي عبد اللّه ، عن آبائه عليهم السّلام ، قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله :