سيد حسن مير جهانى طباطبائى
27
جنة العاصمة ( فارسي )
جميع الأشياء ، فأشهدهم خلقها ، و أجرى طاعتهم عليها ، و فوّض أمورها إليهم ، فهم يحلّون ما يشاءون ، و يحرّمون ما يشاءون ، و لن يشاءوا إلّا أن يشاء اللّه تعالى . ثم قال : يا محمّد ، هذه الديانة التي من تقدّمها مرق ، و من تخلّف عنها محق ، و من لزمها لحق ؛ خذها إليك يا محمّد « 1 » . ترجمهء حديث يعنى بودم نزد ابى جعفر دوم عليه السّلام ، پس جريان اختلاف شيعه را بيان كردم ، فرمود : اى محمّد ! بدرستى كه خداى تبارك و تعالى هميشه تنها بود به يگانگى خود ، پس آفريد محمّد و على و فاطمه را ، و آنها درنگ كردند هزار دهر ، پس از آن آفريد همهء چيزها را ، و همهء ايشان را گواه گرفت بر آفرينش آنها ، و واجب كرد طاعت ايشان را بر آنها ، و واگذارد كارهاى آنها را بسوى ايشان ، پس ايشان حلال مىكنند آنچه را كه مىخواهند ، و حرام مىكنند آنچه را كه مىخواهند ، و هرگز نمىخواهند چيزى را مگر اينكه خداى تعالى مىخواهد . پس فرمود : اى محمّد ! اين است آن ديانتى كه هر كه بر آن پيشى گرفت از دين خارج شد ، و كسى كه مخالفت كرد نابود شد ، و هر كه ملازم آن شد به آنها ملحق شد ، آن دين را براى خود بگير . حديث چهارم و نيز در كتاب كافى مسندا از جابر بن يزيد جعفى روايت كرده كه گفت : قال لي أبو جعفر عليه السّلام : يا جابر ، إن اللّه أوّل ما خلق ، خلق محمّدا صلّى اللّه عليه و آله و عترته الهداة المهتدين ، فكانوا أشباح نور بين يدي اللّه . قلت : و ما الأشباح ؟
--> ( 1 ) فيض كاشانى ، الوافى ج 2 ص 682 - 683 ، و اصول كافى ج 1 ص 441 ح 5 .