العلامة المجلسي

34

جلاء العيون ( فارسي )

اين امّتيم . و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روزى بر منبر آمد و فرمود : هر كه قرضى و عيالى بگذارد بر من است ، و هر كه مالى بگذارد و ارثى داشته باشد مال او از وارث اوست ، پس به اين سبب آن حضرت أولى بود نسبت به امّت خود از جانهاى ايشان ، همچنين امير المؤمنين بعد از آن حضرت أولى بود به امّت از جانهاى ايشان « 1 » . و در حديث موثّق ديگر روايت كرده است از امام محمّد باقر عليه السّلام كه : حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ده نام بود ، پنج نام در قرآن هست ، و پنج نام در قرآن نيست ، امّا آنها كه در قرآن است : محمّد ، و احمد ، و عبد الله ، و يس ، و نون . و امّا آنها كه در قرآن نيست : فاتح ، و خاتم ، و كافى ، و مقفّى ، و حاشر « 2 » . على بن ابراهيم روايت كرده است كه : حق تعالى آن حضرت را مزّمّل ناميده است زيرا كه وقتى كه وحى به آن حضرت نازل شد خود را به جامه پيچيده بود ، و خطاب مدّثّر به اعتبار رجعت آن حضرت است پيش از قيامت ، يعنى اى كسى كه خود را به كفن پيچيده‌اى زنده شو و برخيز و بار ديگر مردم را از عذاب پروردگار خود بترسان « 3 » . و در روايت معتبر ديگر وارد شده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : حق تعالى من و امير المؤمنين را از يك نور خلق كرده ، و از براى ما دو نام از نامهاى خود اشتقاق كرد ، پس خداوند صاحب عرش محمود است و من محمّدم ، و حق تعالى علىّ اعلى است و امير المؤمنين على است « 4 » . و ابن بابويه به سند صحيح از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : نام حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در صحف ابراهيم « ماحى » است ، و در تورات « حادّ » ، و در انجيل « احمد » ، و در قرآن « محمّد » ؛ پس پرسيدند كه تأويل ماحى چيست ؟ فرمود : يعنى محو كنندهء بتها و قمارها و صورتها و هر معبود باطل ، و امّا حادّ دشمنىكننده با هر كه دشمن خدا و دين خدا باشد خواه خويش باشد و خواه بيگانه ، امّا احمد از براى اين گفتند كه

--> ( 1 ) علل الشرايع 127 . ( 2 ) خصال شيخ صدوق 426 . ( 3 ) تفسير قمى 2 / 392 . ( 4 ) معانى الاخبار 56 .