جليل عرفان منش

50

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

هنگامى كه شنيدم حضرت رضا عليه السّلام وارد اهواز شده‌اند خود را به اين شهر رسانده و به مجلس آن جناب رفتم و خود را به آن حضرت معرفى كردم و اين نخستين ملاقاتى بود كه با ايشان انجام دادم . ابو هاشم جعفرى در ادامهء روايت خود مىافزايد : امام رضا عليه السّلام در اين هنگام مريض بود و هوا نيز بسيار گرم و فصل تابستان . حضرت فرمود : براى من طبيبى بياوريد ، من طبيبى را به بالين آن جناب بردم ، حضرت نام گياهى را براى طبيب برد و خواص آن را بيان داشت ، طبيب گفت : من در روى زمين چنين گياهى را نمىشناسم و كسى غير از شما نام اين گياه را نمىداند ، شما از كجا اين گياه را مىشناسيد ، و اين گياه در اين زمان و در اين مكان پيدا نمىشود . « 44 » از دو حادثهء نيشكر و بيمارى امام عليه السّلام در اهواز ، روشن مىشود كه عزيمت حضرت به خراسان در فصل تابستان و هواى گرم بوده است . اين موضوع در تعيين مسير راه و منزلگاههايى كه حضرت از آن عبور كرده‌اند حائز اهميّت است ، زيرا

--> ( 44 ) - راوندى صاحب الخرائج ، ماجراى نيشكر و گياه دارويى را در يك ماجرا شرح مىدهد . . . طبيب گفت : اين گياه در چنين وقتى يافت نمىشود حضرت فرمود : برايم مقدارى نيشكر تهيّه كن ، پزشك گفت : اين سخت‌تر از اوّلى است زيرا حالا وقت نيشكر نيست . حضرت رضا عليه السّلام فرمود : نيشكر و داروى گياهى هر دو در همين سرزمين و هم‌اكنون وجود دارد . از آب شادروان عبور كنيد آسيابى خواهيد ديد در آنجا مردى سياه چهره است از او بپرسيد نيشكر و آن گياه كجا مىرويد ؟ ( اسم گياه را ، راوى فراموش كرده است ) من به آسياب رفتم و مرد سياه را ديده و از او پرسيدم او به نيشكرهاى پشت سر خود اشاره كرد و هر چه لازم بود برداشتم و برگشتم . . . اين جريان را كه رجاء بن ابى ضحاك شنيد به همراهان خود گفت : اگر بيشتر در اين محل اقامت كنيم مردم فريفتهء او مىشوند و از آنجا كوچ كرد . ر . ك . به : راوندى ، الخرائج و الجرائح ، ( چاپ بمبئى ) ، ص 5 - 104 . همچنين نگاه كنيد به : عطاردى ، مسند الامام الرضا عليه السّلام ، 1 / 175 ؛ مجلسى ، بحار الانوار ، 12 / 6 - 105 و ساير منابع .