جليل عرفان منش

42

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

طوايف كرد در آن بود حركت كرديم در سر يك از منازل اين راه زاويه‌اى است كه براى مسافرين نان و گوشت و حلوا آماده دارند . حلواى آنان از شيرهء انگور است . . . سرانجام به شهر تستر ( شوشتر ) رسيديم تستر براى ورود و خروج مسافرين يك در بيشتر ندارد و آن را دروازهء دسبول ( دزفول ) مىنامند . دروازه در لغت آنان به معنى در است ، درهاى ديگر اين شهر به سوى رودخانه باز مىشود . . . از تستر ( شوشتر ) حركت كرديم سه روز از كوههاى بلند راه مىرفتيم تا به ايذه رسيديم ، ايذه را « مال الامير » نيز مىناميدند . « 10 » ناصر خسرو در سال 438 ه ق . نيز مسير بصره ، ابلّه ، عبّادان ( آبادان ) را از طريق دريا طى كرده است . وى در سفرنامهء خود مىنويسد : از بصره بيرون آمديم و در زورق نشستيم ، از نهر ابلّه تا چهار فرسنگ كه مىآمديم ، از هر دو طرف نهر و باغ و بستان و كوشك و منظر بود . چون به شاطى عثمان رسيديم فرود آمديم و برابر شهر ابلّه و آنجا مقام كرديم « 11 » و . . . بر كشتى بزرگ كه آن را « بوصى » مىگفتند نشستيم و خلق بسيار از جوانب كه آن كشتى را مىديدند ، دعا مىكردند كه « يا بوصى سلكك اللّه تعالى » و به عبّادان ( آبادان ) رسيديم . « 12 » ناصر خسرو از عبّادان به مهروبان ، و از آنجا به سبب ناامنى راه با كمك حاكم ارغان ( ارجان ) به سمت ارجان ادامهء سفر داده و پس از حركت به سوى اصفهان به مرو ( خراسان ) رفته است . بنابراين در مسير راه خود از اهواز و فارس عبور نكرده

--> ( 10 ) - ابن بطوطه ، سفرنامه ، ص 203 - 198 . ابن بطوطه دربارهء سفر خود از عراق به ايران مىنويسد : رسم من در مسافرتها بر اين بود كه تا ممكن است دو بار از يك راه نروم ، من قصد بغداد داشتم ليكن يكى از اهالى بصره پيشنهاد كرد كه اول به لرستان و از آنجا به عراق عجم ( سرزمينى ميان قم و اصفهان ) بروم آنگاه به عراق عرب بازگردم من پيشنهاد وى را پذيرفتم . ( همان ، ص 200 ) . به طورى كه ملاحظه شد مسير سفر ابن بطوطه از طريق بصره به ابلّه و از آنجا به عبّادان ( آبادان ) و سپس به ماجول ( ماهشهر ) و از آنجا به رامز ( رامهرمز ) و سپس به تستر ( شوشتر ) بود . اما برابر گزارشهاى به دست آمده حضرت امام رضا عليه السّلام از بصره به سوق الاهواز ( اهواز ) و از آنجا از طريق ارجان به فارس حركت كردند . ( 11 ) - ناصر خسرو ، سفرنامه ، ص 161 . ( 12 ) - همان .