جليل عرفان منش

35

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

مىدهد ، وى مىنويسد : دعبل قصيده‌اى براى حضرت خواند و حضرت دستور داد پارچه‌اى از خز به وى بدهند كه در آن ششصد دينار اشرفى طلا بود تا دعبل آن را توشهء سفر كند . دعبل نپذيرفت و تنها خواهش كرد حضرت يكى از جامه‌هاى خود را به او بدهند و حضرت چنين كرد . آنگاه دعبل از مرو به قم آمد و چون مردم متوجّه شدند وى جامهء امام عليه السّلام را نزد خود دارد خواستند آن را به هزار درهم بخرند ولى دعبل راضى نشد ، با اين همه آن را از دست دعبل گرفته در ميان خود قسمت كردند و از جامه تكّه‌اى براى دعبل بيش نماند . « 62 » از گزارش شيخ مفيد دربارهء عبور دعبل از قم به خوبى استفاده مىشود كه اگر چنانچه مأمون حضرت را از اين شهر حركت مىداد ، در ميان شيعيان و مردم قم با چه واكنشى روبرو مىشد ، بخصوص كه حضرت از هركجا گذر مىكرد به نحوى اكراه و اجبار سفر خويش و عاقبت ولايتعهدى را فاش مىساخت . بنابراين آنچه در اين دسته از تذكره‌ها آمده دور از صحّت و گاه متناقض با ساير منابع است . در مورد توقّف حضرت در قم ، منابع تاريخ محلى نيز آن را تأييد نمىكند . حسن قمى كه در سال 378 ه . ق تاريخ قم را تأليف كرده است مىنويسد : مأمون ، رضا عليه السّلام را از مدينه به مرو در صحبت رجاء بن ابى ضحاك از راه بصره و فارس و اهواز ( بصره ، اهواز و فارس ) به طوس آورد و براى او در آخر سنه مأتين ( 200 ه . ق ) بيعت به ولايتعهدى بست . « 63 » تاريخ قم كه از قديمىترين منابع تاريخ محلى است ، هيچ‌گونه اطلاعى از عبور حضرت رضا عليه السّلام از شهر قم نمىدهد . « 64 » كلينى نيز در اصول كافى مىنويسد : مأمون آن حضرت را از بصره و شيراز ( كه شيعيانش كمتر بودند ) به مرو حركت داد . . . مأمون به حضرت نوشت : راه كوهستان و قم را در پيش نگيرد ، بلكه از راه بصره و اهواز و فارس بيايد ( شايد مقصودش اين بود كه آن حضرت از راهى برود كه

--> ( 62 ) - شيخ مفيد ، الارشاد ، 2 / 6 - 255 ؛ نيشابورى ، روضة الواعظين ، ص 373 . ( 63 ) - حسن بن محمّد بن حسن قمى ، تاريخ قم ، ص 199 ؛ ابن خلّكان ، وفيات الاعيان ، 1 / 251 ؛ شيخ مفيد ، الارشاد ، 2 / 255 ؛ شيخ عباس قمى ، منتهى الآمال ، 9 - 355 . ( 64 ) - تاريخ قم ، نگاه كنيد به : فصل « طالبيينى كه به قم آمدند . »