جليل عرفان منش

30

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

اخلاص آن جناب بود و مكرر در مدينه به زيارت حضرت مشرّف مىشد . چون از توجّه آن جناب به بغداد با خبر شد بىاندازه شاد گشت و تا سه فرسخى به استقبال آن جناب شتافت و در آنجا به زيارت مقدم همايونش رسيد و حضرت را به خانهء خود نزول اجلال داد . برخى از شيعيان بغداد به زيارت حضرت شتافتند . چند روزى حضرت در بغداد ماندگار شد . روزى به حمّامى فرمود : حمّام را آماده كن ، امشب به حمّام خواهم رفت . حمّامى حسب الامر حمّام را زينت داد و تا آنجا كه مىتوانست در نظافت و پاكيزگى حمّام كوشيد . در نزديكى حمّام مرد پيسى بود كه برص تمام اعضاى او را گرفته بود و بوى عفنى از بدن او استشمام مىشد ، به همين علّت كمتر از خانهء خود بيرون مىآمد و چون شنيده بود حضرت عليه السّلام ممكن است امشب به حمّام تشريف‌فرما شود از موقعيت استفاده كرده ، نزد « گلخن تاب » آمده و پنجاه درهم به او داد و از او درخواست كرد تا بگذارد در يكى از گوشه‌هاى حمّام مخفى شود شايد از بركت قدوم شريف حضرت عليه السّلام رفع بدبختى و بيچارگى او بشود . نيمه‌شب چراغها افروخته و بوهاى خوش همه جا به كار برده حوضها داراى آب صاف و پاك گرديده در اين حال ذات ملكوتى صفات حضرت سلطان سرير ارتضا على بن موسى الرضا عليه آلاف التحية و الثناء به اندرون حمّام نزول اجلال فرمود و در گوشه‌اى كه براى حضرتش آماده بود قرار گرفت . در اين حال مرد « مبرص » از مخفيگاه خود خارج شد و در برابر آن حضرت ايستاد و عرضه داشت : فرزند امير المؤمنين ! شما منبع معجزات و كراماتيد ، استدعا دارم نظرى به حال من بفرمايى . حمّامى از ديدن او كه مايهء نفرت خلق است بسيار شرمسار شد و خواست او را شكنجه كند ( بيرون كند ) حضرت او را منع كرده از جا برخاست ظرفى پر از آب كرده ، سورهء فاتحه بر آن خواند و آب را بر سر او ريخت ، بلافاصله به امر حضرت آن مرض از او دفع شد و بدن او سرخ و سفيد گشت كه گويا بكلّى بيمارى نداشته است . حضرت به حمّامى دستور داد او را بيرون ببر و از لباسهاى من به او بپوشان و او را نگهدار تا از حمّام خارج شويم . چون حضرت از حمّام خارج شد ، آن مرد به دست و پاى حضرت افتاد و نزديكان او كه خبردار شدند زياده از پانصد نفر حلقهء اخلاص و تشيّع آن جناب را به گوش افكندند ( شيعه شدند ) . « 51 »

--> ( 51 ) - عمادزاده ، زندگانى امام رضا عليه السّلام ، ص 7 - 176 ، به نقل از : تحفة الرضويّة . شيخ عباس قمى به نقل از سيد عبد الكريم بن طاووس مسير حضرت را از كوفه به بغداد و از آنجا به قم گفته است . شيخ عباس قمى ، مفاتيح الجنان ، ص 658 . و مقايسه كنيد با منتهى الآمال : « مأمون دستور داد كه آن حضرت را از طريق بصره ، اهواز و فارس ببرند نه از طريق كوهستان قم » . شيخ عباس قمى ، منتهى الآمال ، ص 298 .