جليل عرفان منش
198
جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )
آخرين پيامبران نخستين آنان را تصديق كرد . بعثت پيامبران همچنان ادامه داشت تا آنگاه كه نوبت پيامبرى به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله رسيد . آن حضرت هنگامى به پيامبرى برگزيده شد كه علم و دانش كهنه و ارتباط وحى قطع و آمد و شد پيامبران و سفيران پروردگار بريده و قيامت نزديك شده بود . خداوند متعال او را شاهد پيامبران و سرور آنان قرار داد و كتاب عزيز خود را كه همه حق و حقيقت است و هرگز باطل به آن راه ندارد ، بر او نازل فرمود . در قرآن كريم از حلال و حرام و عذاب و عقاب و تحذير و انذار و امر و نهى سخن گفت ، تا حجت بالغهء خود را بر مردم تمام كرد و پس از اين هر كس طريق حق را انتخاب كند از روى برهان چنين كرده و هر كه ضلالت پيشه كند آن نيز از روى برهان باشد . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله رسالت خداوند را به مردم ابلاغ كرد و جامعه را با سخنان حكيمانه و پندهاى نيكو به راه حق دعوت فرمود و با برخوردى پسنديده مردم را با خدا آشنا كرد . پس از موعظه با جنگ و جهاد ، دين خدا را ترويج كرد ، تا آنگاه كه پروردگار او را به سوى خود فراخواند و نزد خود جاى داد . هنگامى كه دوران نبوت به سر آمد و وحى به پايان رسيد ، خداوند نظام امور مسلمين و پايدارى دين را در خلافت قرار داد . عزّت دين و قيام به حقوق خداوند و حفظ آداب و شريعت و حدود و سنن دين مقدّس اسلام و جهاد با دشمنان و كفار ، تنها در پرتوى خلافت و امامت ممكن است ، پس خلفا بايد از خداوند اطاعت كنند و در نگهدارى آن چه به آنان سپرده شده تلاش نمايند و در حفظ آثار دين بكوشند و حقوق بندگان خدا را حفظ كنند . مسلمانان نيز بايد از خلفاى خود پيروى نمايند و با آنان مساعدت و معاونت داشته باشند . خلفا راهها را امن و موجبات آسايش مردم را فراهم مىسازند و از خونريزى و قتل و غارت جلوگيرى مىكنند و وحدت را در جامعهء اسلامى پديد مىآورند ، در صورتى كه اگر خليفهاى نباشد وحدت جامعه متلاشى شده و اختلاف كلمه در ميان مردم پديد مىآيد .