جليل عرفان منش

189

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

تا كنون بر روى طنابى بازى مىكرده كه يك سرش در خراسان و سر ديگرش در بغداد گره خورده بود و براى رسيدن به هر كدام بايد ديگرى را قطع كند . بريدن از بغداد ( عبّاسيان ) او را به سمت علويان مىكشاند ؛ كسانى كه هيچ‌گاه مشروعيت او را پذيرا نبودند ، به خصوص زمانى كه خود نيز بناچار لب به اعتراف و حقانيت خاندان على عليه السّلام گشوده بود . در اين شرايط مأمون بغداد را انتخاب كرد . او براى بازگشت از موضع گذشتهء خود ، بايد مانعى را كه بر سر روابطش با بغداد ايجاد كرده بود از ميان بردارد و آن ماجراى ولايتعهدى على بن موسى الرضا عليه السّلام بود . در اين كار هيچ چاره‌اى جز توسّل به شيوهء نياكان خود نداشت ، او با طرح توطئهء قتل پنهانى امام طى يك حادثه‌اى به ظاهر طبيعى ، امام را به شهادت رساند . طرّاحى ماجراى شهادت امام عليه السّلام به گونه‌اى ماهرانه بود كه حتى تا امروز بسيارى از مورّخان براى پيدا كردن ردّ پاى او ناموفق مانده‌اند . مأمون با شركت در مراسم تشييع جنازهء آن حضرت و مجالس سوگوارى كه خود ترتيب داده بود « 74 » بسيارى از سوء ظنهاى احتمالى را خنثى كرد . اين اقدامات ، آغاز راه تازه‌اى بود كه مأمون بعد از شهادت امام رضا عليه السّلام در آن گام مىزد ، وى سرانجام آخرين حلقهء اتّصالش به علويان را كه لباس سبز بود گشود و با بيرون كردن آن از تن براى هميشه لباس سياه پوشيد . « 75 »

--> ( 74 ) - يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، 2 / 471 . ( 75 ) - ابن اثير ، كامل تاريخ اسلام و ايران ، 10 / 303 .