جليل عرفان منش

142

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

ابن شهرآشوب ، به نقل از موسى بن سيار مىنويسد : من با حضرت رضا عليه السّلام همراه بودم هنگامى كه به ديوارهاى طوس رسيديم ، صداى شيون به گوش رسيد ، به سوى آن رفتم ، جنازه‌اى مشاهده كردم . در اين هنگام مولايم حضرت رضا عليه السّلام از مركب فرود آمد و با كمال مهربانى آن جنازه را مشايعت كرد . « 62 » صاحب بحر الانساب نيز گزارشى از ورود حضرت رضا عليه السّلام به طوس ذكر مىكند كه بر اساس آن مأمون به همراه بزرگان و اميران به استقبال حضرت آمدند و مىنويسد از حضرت در اين شهر معجزاتى روايت كرده‌اند كه انگيزه‌اى براى قتل امام توسط مأمون شد . ولى گزارش بحر الانساب از طوس علاوه بر تناقض تاريخى داراى جنبه‌هاى افسانه‌اى و مبالغه‌آميز است . او مىنويسد : چون امام على بن موسى الرضا عليه السّلام . . . به شهر طوس رسيد مأمون الرشيد عليه اللعنه شاد شد بفرمود : تا تمامت بزرگان و اميران و سرهنگان و علما و فضلا و صلحا جمله به استقبال حضرت امام على بن موسى الرضا عليه السّلام بيرون رفتند چون به نزديك حضرت رسيدند ، جمله پياده شدند و سلام كردند و دست و پاى حضرت امام را بوسيدند وى را با اعزاز و جلالت به شهر طوس درآوردند ، امّا آن روز كه حضرت امام على بن موسى الرضا عليه السّلام به شهر طوس قدم نهاد ، دوازده هزار لال و كر و شل و مفلوج شفا يافتند ( ؟ ) و هر روز خلق عالم از اطراف و جوانب مىآمدند و كمال و فضل و بلاغت آن حضرت سلطان دين را مىديدند و هر روز دوازده هزار كر و كور و شل و لال ، شفا مىيافتند ( ؟ ) آخر الامر مأمون الرشيد عليه اللعنه كينهء حضرت امام را در دل گرفت و بسيار چاره و تدبير خواست كه حضرت امام معصوم را شهيد كند ، نتوانست اما آن ملعون چند شير داشت در شيرخانه و هر كس را كه آن حرامزاده غضب مىكرد و به شيرخانه فرستادى و . . . « 63 »

--> ( 62 ) - عطاردى ، مسند الامام الرضا عليه السّلام 1 / 207 به نقل از ابن شهرآشوب ، مناقب آل ابى طالب ، 2 / 396 . ( 63 ) - يحيى خزاعى ، بحر الانساب ، ص 7 - 104 .