ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

83

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

آنها را به داشتن حسادت بىجا و بىكفايتى و آرزوهاى غير عادلانه شخصى متهم مىكرد درباره عمر بيمناك بودند . از همه مهمتر اشراف قريش كه با تأييد آنها أبو بكر توانسته بود خلافت خود را استوار كند و آنها تا آن زمان بر سپاه مسلمانان كاملا مسلط بودند . اگر عمر از جانب أبو بكر رسما تعيين نمىشد آنها خلافت او را كه مخالف پيشين آنها بود به سختى قبول مىكردند . چرا كه آنها به أبو بكر احترام مىگذاشتند . مخصوصا خالد بن وليد خوب مىدانست رهبرى قدرتمند او بيش از چند روزى دوام نخواهد داشت . از طرف ديگر أبو بكر فكر مىكرد نمىتواند مسأله جانشينى خود را به مردم واگذار كند در حالى كه سپاه مسلمانان مشغول نبردهاى سنگين براى فتح شام بودند . با وجود پيروزى حيرت‌آور سياستهاى أبو بكر ، خلافت كه فقط دو سال از تأسيس آن مىگذشت با استقرار كامل فاصله زيادى داشت و يك انتخاب تفرقه‌انگيز براى جانشينى مىتوانست مصيبت‌بار باشد . از اين رو ابو بكر مىخواست قبل از هر چيز ، مانند گذشته درباره حقوق اهل بيت پيامبر هيچ بحث يا صحبتى مطرح نشود . حد اقل تا مدتى بخاطر منافع قريش در خلافت ، انتخاب على عليه السّلام آسان نبود ليكن در نبودن يك جانشين مشخص همه محورها دور على عليه السّلام مىچرخيد . از نظر أبو بكر ، انتخاب عمر كارى تقريبا تحميلى بود بخاطر اينكه او اختلاف نظر واقعى در مسائل سياسى با عمر داشت . در بين اصحاب اوليه تنها عمر بود كه در جريان اداره روزانه حكومت با أبو بكر همكارى خيلى نزديك داشت . به همين خاطر ابو بكر كاملا مديون عمر بود . عمر براى حمايت از او كودتاى سقيفه را سامان داده بود و مدينه را براى او تحت تسلط خود آورده بود . عمر از آغاز نظريه أبو بكر را كه خلافت فقط براى قريش مىباشد با جديت تأييد كرده بود و به همين خاطر أبو بكر مىدانست كه او [ عمر ] بنياد خلافت را متزلزل نخواهد كرد هر چند ممكن است تغييراتى در مسير خلافت بوجود بياورد . عمر تسلط خود را بر مدينه در زمان خلافت أبو بكر همچنان حفظ كرده بود و احتمالا او شخصى نبود كه قدرت خود را به كسى از اصحاب اوليه واگذار كند . تنها مشكل جدى براى عمر در مسأله خلافت شايد خالد بن وليد بود كه با پيروزيهاى تازه خود به اوج شهرت رسيده بود . اشراف قريش حتما از خالد بن وليد حمايت و سپاه