ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

35

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

عمرش آگاه نبود تا اين كه كار از كار گذشت . دو شاهد واقعه : عايشه و عبد اللّه بن عباس در بين احاديث موجود درباره جانشينى و خلافت اوّليه ، احاديث منسوب به عايشه دختر أبو بكر و عبد الله بن عباس پسر عموى محمد صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام از اهميّت ويژه‌اى برخوردارند . هر دوى آنها در موقعيّتى بودند كه توجّهى خاص به حوادثى داشته باشند كه از نظر عاطفى بشدّت درگير آن بودند و با وجود آنكه در دو صف مخالف بودند اما ارتباط مستقيمى با اين حوادث داشتند . عايشه همان‌گونه كه به خوبى روشن است از حقّ پدرش براى خلافت جانبدارى مىكرد و پشتيبان عمر ، خليفه‌اى بود كه پدرش بعد از خود منصوب كرده بود . در تصميم‌گيرى شوراى پس از قتل عمر او آشكارا عثمان را بر دشمن خود يعنى على عليه السّلام ترجيح مىداد . اما ديرى نپاييد كه او بصراحت از رفتار عثمان در مقام خلافت عيبجويى مىكرد و مبارزه او عليه عثمان سبب بروز شورشى همگانى شد . چون عثمان به دست شورشيان به قتل رسيد و على عليه السّلام را به خلافت برداشتند او بدون هيچ درنگى روى از على عليه السّلام برتافت و مدّعى انتقام خون خليفهء مقتول شد . پس از شكست هم‌پيمانانش در جنگ جمل او از فعاليتهاى سياسى دست كشيد . و با معاويه خليفه اموى كه عايشه در زمان حكومت او در سال 58 هجرى درگذشت روابط سردى داشت . « 1 » عبد الله بن عباس كه سه سال پيش از هجرت متولّد شده بود براى اولين بار در دوران حكومت عمر وارد زندگى اجتماعى شد . عمر ظاهرا سعى داشت او را ، كه غالبا از وى دورى مىكرد ، به عنوان نماينده بنى هاشم در جمع ياران خود وارد كند . در زمانى كه شورشيان مصر و كوفه خانه عثمان را محاصره كردند او از جمله گروهى از پسران اصحاب نامدار بود كه از قصر خليفه محافظت مىكردند . در آن زمان عثمان او را به سرپرستى كاروان حج كه عازم مكه بود برگزيد و در نامه‌اى سرگشاده به حجّاج اين كار را به او سپرد و اميدوار بود كه با يارى او حلقه محاصره شكسته شود . على عليه السّلام در آغاز

--> ( 1 ) - در مورد زندگى عايشه مخصوصا رك : آبوت ، عايشه همسر محمد صلّى اللّه عليه و آله .