ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
16
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
مىگزيد . « 1 » هر چند لامنس از توطئهاى براى كسب خلافت سخنى نمىگويد اما با معرفى اين « مثلث قدرت » به طور غير مستقيم به اين موضوع اشاره مىكند . ابو بكر و عمر ، بويژه از طريق دخترانشان عايشه و حفصه كه پدران خود را از هر حركت و انديشه محرمانه شوهرشان محمد صلّى اللّه عليه و آله آگاه مىكردند ، موفّق شدند اعمال نفوذ زيادى در كارهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داشته باشند و از اين راه بود كه در مقام كسب قدرت برآمدند . اين جنبه از نظريهء لامنس مبنى بر وجود توطئه سبب شد بيشتر محقّقان غربى اخير اعلام كنند كه تحقيق لامنس نامعتبر است . « 2 » به نظر لامنس « * » هدف از اين « مثلث قدرت » حذف بنى هاشم ، بويژه على عليه السّلام خويشاوند نزديك پيامبر از كسب مقام خلافت بود . هر چند ، به عقيده او على عليه السّلام رقيبى جدى براى آنان نبود . على سادهانديش و همسر فاطمه عليها السّلام دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه عايشه دختر بزرگ و سرسخت ابو بكر ، كسى كه در رقابت براى جلب محبت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گوى سبقت را از فاطمه عليها السّلام ربوده بود نمىتوانست انتخاب جالبى براى جانشينى محمّد صلّى اللّه عليه و آله باشد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه غالبا نسبت به خويشاوندان نسبىاش نوميد بود طبيعتا از آنان روىگردان بود . لامنس تأكيد مىكند كه با توجه به آيه 33 سورهء احزاب اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله منحصرا همسران او هستند . « * * » « 3 » يگانه تحقيق جامع و فراگيرى كه درباره تثبيت ، ماهيت و پيشرفت خلافت تا زمان
--> ( 1 ) - « مثلث قدرت ابو بكر ، عمر و ابو عبيده » در مجموعه مقالات دانشكده مطالعات شرقى دانشگاه سن ژوزف بيروت . دوره 4 ، ص 126 . ( 2 ) - رك : سواژه و كاهن ، مدخل تاريخ شرق اسلامى ، تحليلى كتاب شناختى ، ص 126 . ( * ) هنرى لامنس ( 1832 - 1937 ) خاورشناس بلژيكى و راهب يسوعى تعصب بسيار شديدى عليه اسلام داشت . وى به شدت تمام ، فاقد پيراستگى در تحقيق و رعايت امانت در نقل متون و فهم آنها بود . و نمونه بسيار بدى از ميان محققين خاورشناس در زمينه اسلامى بود . زشتترين كارى كه كرد ، بخصوص در كتابش فاطمه عليها السّلام و دختران محمد صلّى اللّه عليه و آله اين بود كه در پيوستها به صفحات منابعى اشاره مىكند كه من [ عبد الرحمن بدوى ] با مراجعه به آنها ديدم كه به هيچ وجه در اين كتابها وجود ندارد و يا اين كه متن را به گونهاى انحرافى و بدانديشانه مىفهمد و يا ظالمانه مواردى را بيرون مىكشد كه دليل بر فساد ذهن و خبث نيّت اوست . بدين روى بر خواننده است كه به اشارات وى به منابع ، اعتماد نورزد زيرا كه بيشتر آنها تحريف ، دروغ و عدم درك وى در فهم متون است . محققى در ميان خاورشناسان نمىشناسم كه به اين مرتبه از گمراهى و فساد نيّت رسيده باشد . ( عبد الرحمن بدوى . فرهنگ كامل خاورشناسان . ترجمه شكر اللّه خاكرند . چاپخانه دفتر تبليغات اسلامى ، قم ، 1375 ، ص 356 - 357 ) . ( 3 ) - لامنس ، فاطمه عليها السّلام و دختران محمد صلّى اللّه عليه و آله ص 99 . ( * * ) براى توضيح درباره آيه تطهير ( احزاب / 33 ) ( رك : همين كتاب ص 30 - 32 ) .