ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

13

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

مقدمه در تاريخ هيچ واقعه‌اى عميق‌تر و ماندنىتر از مسألهء جانشينى حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله موجب تفرقه در اسلام نبوده است . حق جانشينى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و به دست گرفتن زمام امور امّت پس از رحلت او به صورت يكى از مسائل مهم دينى درآمد كه تا به امروز سبب جدايى سنّيان و شيعيان بوده است . مسأله حق و باطل موضوعى است كه قرنها در انديشه مسلمانان جاى داشته است . از نظر سنّيان ابو بكر ، خليفه اول ، تنها خليفه بر حق بوده ، زيرا او افضل مردمان پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود . هر چند محمد صلّى اللّه عليه و آله بصراحت او را به جانشينى خود منصوب نكرده بود امّا انتخاب ابو بكر به امامت جماعت مسلمانان در زمان آخرين بيمارى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دليل بر اولويّت او بود . اجماع مسلمانان در حمايت از ابو بكر نهايتا صحّه‌اى بود بر آنچه مورد پسند خداوند بود . از نظر شيعيان على عليه السّلام پسر عم و داماد حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله بود كه به علت سوابق شايسته‌اش در اسلام و نسبت نزديكش ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به جانشينى خود برگزيده بود . بنابراين ابو بكر با حمايت اكثر صحابه حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله اين مقام بر حق او را غصب كرد . به رغم اهميّت بنيادين اين اختلاف در تاريخ اسلام ، مورّخان معاصر كمتر به بررسى كم و كيف وقايع و شرايط پيرامون جانشينى پرداخته‌اند . اين بىتوجّهى كلّى ظاهرا بر پايه اين نظريه است كه اختلاف بين سنّيان و شيعيان ، هر چند حول محور خلافت مىچرخد ، امّا مطلبى بود كه در دورانهاى بعدى پديد آمده بود . وقايع‌نگاران سنّى متقدّم