ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
159
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
مداخله كرد كه جبير بن مطعم به او خبر داد شورشيان مانع رسيدن آب به خليفه كه در محاصره بود ، شدهاند . او با طلحه گفتگو كرد و در اين باره سخت اصرار كرد تا براى عثمان آب بردند . « 1 » چنان كه پيشتر گفتيم ، سعد بن ابى وقاص در آخرين روز محاصره ، على عليه السّلام را بار ديگر ترغيب به پادرميانى براى حمايت از خويشاوند تحت محاصرهاش كرد ، امّا ديگر خيلى دير شده بود . « 2 » تا آنجا كه روشن است على عليه السّلام مدتى طولانى در كشاكش دو احساس تعهد درگير بود : از يكسو احساس وظيفه سنتى نسبت به خويشان نزديكش و از سوى ديگر احساس تعهد نسبت به اصول اسلامى . به نظر مىرسد كه او در اواخر كار با نوميدى از عثمان بريد ، چرا كه نتوانسته بود نفوذ فاجعهآفرين مروان را بر خليفه از بين ببرد . البتّه مىتوان گفت اگر على عليه السّلام پس از آن كه قريش در جريان انتخاب خليفه او را به گونهاى تحقيرآميز كنار گذاشتند ، آرمانهاى سياسى خود را كاملا رها مىكرد از اتخاذ تصميمى ناگوار و دشمنى پايدار امويان در امان مىماند ، ليكن بعيد بود كه اين كار عثمان را از سرانجام فجيعش نجات دهد . تصويرى كه كايتانى از على عليه السّلام ارائه مىدهد . . . و بغض و كينه بيش از حد او را محرك وى براى سرنگونى ، اگر نگوييم قتل خليفهاى خوش نيّت مىداند كاملا بيجاست . بحران و شورش تحول تاريخى اين بحران را مىتوان تا حدى به صورت زير پى گرفت . در سال سى و چهارم ، نارضايى عليه عثمان به درجهاى رسيد كه صحابيان نامههايى به يكديگر نوشتند
--> كردن مروان ، كه مانع تحقق نظريات او به عنوان ضامن خليفه در برابر مصريان شده بود ، وقعى ننهاده بود . در سال چهل و پنج هجرى ، مردى از اردن شام به خانه او در مدينه وارد شد و او را به قتل رساند ( ابن حجر ، اصابه ، ج 6 ، ص 63 - 64 ) . بىترديد اين قتل يك انتقامگيرى سياسى بود ، كه امويان آن را ترتيب داده بودند . ( 1 ) طبرى ، ج 1 ، 2979 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 77 . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2998 - 2999 . روايت ديگرى نيز ، كه برخى از آنها كوفىاند ، وجود دارند مبنى بر اينكه محمد بن حنفيه ، فرزند على عليه السّلام ، يا ديگران مانع آن شدند كه على عليه السّلام در آخرين مرحله محاصره براى نجات عثمان به خانه او برود . بنا بر يكى از اين روايات ، محمد بن حنفيه به على عليه السّلام گفت كه مروان و خويشانش مىخواهند او [ على ] را به گروگان بگيرند ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 944 ) .