ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

143

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

گفت . عايشه همسر محمد صلّى اللّه عليه و آله و دختر پايه‌گذار خلافت بود ، بهترين موقعيت را براى انجام چنين كارى داشت . زمانى كه وليد بن عقبه ، عبد اللّه بن مسعود ، از صحابه نخستين ، را به بهانه ايجاد ناآرامى در كوفه به مدينه تبعيد كرد و عثمان هم از فراز منبر او را ناسزا گفت ، عايشه بانگ برآورد : « عثمان : آيا به صحابه رسول خدا ناسزا مىگويى ؟ » « 1 » اندكى بعد چهار شاهد از كوفه آمدند تا به شرب خمر وليد شهادت دهند . چون عثمان آنان را تهديد كرد ، به عايشه شكايت بردند و او اظهار داشت : « عثمان مانع اجراى حدود شرعى قرآن شده و شاهدان را تهديد كرده است » . « 2 » بنا به روايت زهرى ، عثمان اين سر و صدا را از درون خانه عايشه شنيد و با خشم گفت : « آيا گردنكشان و فاسقان عراق جز خانهء عايشه پناهگاه ديگرى نيافته‌اند ؟ » عايشه با شنيدن اين سخن ، يكى از كفشهاى محمد صلّى اللّه عليه و آله را برداشت و بر او بانگ زد : « تو سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، صاحب اين كفش ، را وانهاده‌اى » . مردم با شنيدن خبر اين ماجرا در مسجد گرد آمدند و در آنجا به گفتگو پرداختند كه آيا عايشه ، كه زن است ، حق دارد در اين كار مداخله كند . گروهى از صحابه به ديدار عثمان رفتند و او ناچار شد برادرش را بر كنار كند . « 3 » در ماجراى عمّار ياسر نيز عايشه به همراه ام سلمه صحنه مشابهى را در مسجد پديد آورد . او يك تار مو ، يك جامه و يك كفش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را بيرون آورد و فرياد زد : « شما چه زود سنّت پيامبرتان را رها كرده‌ايد ! ، حال آن كه موى ، لباس و كفش او هنوز كهنه نشده است » . عثمان خشمگين شد و خاموش ماند و جمعيت كه عمرو بن عاص آنها را بر مىانگيخت برآشفتند و اظهار شگفتى كردند . « 4 »

--> شمرده نمىشود ، پذيرفته است ( خلاصه‌ها و پيش‌نويسها ، ج 6 ، ص 126 ، يادداشت 3 ) . دربارهء مناسبات عايشه با عثمان ، به طور كلى ر . ك : آبوت ، عايشه ، ص 100 - 131 . ( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 36 . عثمان علاوه بر آن كه دستور داد ابن مسعود را از كوفه اخراج كنند ، حقوق او را نيز به مدت سه سال قطع كرد ( ابن شبّه ، تاريخ مدينه ص 1049 ) . ( 2 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 34 . ( 3 ) اغانى ، ج 4 ، ص 180 - 181 . ( 4 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 48 - 49 ، 88 - 89 . سلسله سند اين روايت به زهرى بازمىگردد . تاريخ ماجراى عمار ياسر را نمىتوان بدقت مشخص كرد . آبوت زمان آن را پيش از ماجراى ابن مسعود مىداند . اما به